تبليغاتX
عجایب های عالم را نگویی هفت اگر بینی ...به ملک بامیان بند امیر و ملک بودا را.  چنان بند امیر ازآب هستی بخش سرشار است ...سزد انجا گر از مستی زنم بر سنگ مینا را ...من و تو هر دو را افغان ستان مادر بود اما ... مکن تقسیم با من ای برادر کوه بابا را

شمامه

دست نوشته های بسم الله ایازی
 یازدهمین سالروز شهادت رهبر شهید عبدالعلی مزاری را بر همه رهروان و عدالت خواهان تسلیت میگویم
بابه ! به داکتر نیاز ندارم تو برایم هم داکتر و هم رهبر هستی (اظهارات یک زخمی)

هجر ما، در سوگ رهبر کمتر از یعقوب نیست

او پسر گم کرده بود و ما پدر گم کرده ایم 

بیست و دو حوت روز شهادت رهبر بزرگ ما عبدالعلی مزاری است - مزاری که در زیر شکنجه های گروهک طالبان جان باخت ، تجسم آرمان عدالت خواهی مردم ما بود او فردی بود که با خائنان مبارزه کرد و با خلق و گسترش فرهنگ عزت در راستای بر چیدن فرهنگ خیانت حرکت نمود او که در افغانستان بویژه در دوران عسکری ظلم و بی عدالتی نظام حاکم بر افغانستان را با گوشت و پوست خود لمس نموده بودبا الهام از فرهنگ عاشورا و اندیشهء عدالت خواهان ، تبعیض حاکم برکشور و نظام غیر عادلانه و مبتنی بر زور را نپزیرفت و برای بر انداختن آن اقدام نمود .

شهید مزاری در دورانی که در شهر های نجف و قم به فراگیری علوم حوزوی اشتغال داشت ، هرگز به ان اکتفا نکرد و در کنار علوم حوز وی به مطالعهء تاریخ کشور ها و از جمله تاریخ افغانستان، تاریخ انقلاب ها و تحولات تاریخی پرداخت و دیگران را نیز به چنین کاری تشویق نمود . او در مطالعه ی تاریخی خویش دید که سیری تاریخی افغانستان با سیر تاریخی کشور های دیگر تفاوت دارد، دیگر کشور ها از ضعف طرف قدرت ، و با نفی  ظلم طرف عدالت و با برنامه ریزی برای زدودن جهل طرف پیشرفت حرکت کرده اند ، اما افغانستان در طول دو صد واندی سال است که سیر نزولی دارد و تاریخ او در طی این دوران نه تاریخ عزت که تاریخ ذلت ،نکبت،تشتت ، نفاق ملی ، ظلم و بیعدالتی و عقب ماندگی های گوناگون  علمی ، فرهنگی و اقتصادی است ، او در مطالعه ی تاریخ افغانستان مشاهده نمود که حاکمیت در طول دو صد واندی سال است که بر اساس تحکمات فردی و بر بنیادهای برتری نژادی ساخته شده و سیر نموده است

و جامعه ی افغانستان جامعه ای بوده و است که در رآس ان امیر ، یا سردار و سلطان قرار داشته و پس از ان قوم و قبیلهء آنان ، ملیت های دیگر همه محکوم و مادون قوم و قبیله ی حاکمه بوده و هستند چنین ساختار اجتماعی و سیاسی مبتنی بر فرهنگ و آئین خاص بوده و است فرهنگ و آینی که در چوکات آن تبعیض و برتری ذاتی و طبیعی امیرو سلطان و وابستگان قومی و قبیلوی او بر سایر مردم ان تبلیغ و ترویج می گردید و نظام سیاسی و اقتصادی نیز بر شالودهء چنین فرهنگ و آئن استوار شده و تداوم یافت . چنین نظام با چنین ویژگی های فرهنگی ، همان نظام استبدادی ، مطلقه و مورثی بود که بر اساس تحکمات فردی و اصول برتری نژادی استوار بود ،سیاست ، حقوق ، آموزش و قانون آن قسمی عیار گردیده بود که امتیازاتی از قبیل حق تحصیل و آموزش در مکتب ها و دانشگاه ها ، حق مالکیت زمین های خوب ، چراگاه های غنی و استثمار مردم محروم را در اختیار قوم و قبیله ء حاکمه قرار می داد ، جوالیگری ، کارگری ، تولید طاقت فرسا ، محرومیت از دستمزد و از دست رفتن زمین های آ بایی و اشغال علفچرها ذریعهء کوچیان قومی و قبیلوی امیر را وظیفهء مردم محروم و در بند می دانست .

چنین ساختار سیاسی و چنین سیر تاریخی در تداوم خویش فاشیسم را بار آورد و فاشیزم نیز با معیار قرار دادن خون ، قوم و قبیله مردم را با گروه گروه ، طایفه طایفه ، قوم قوم و قبیله قبیله تقسیم نمود  ،تقسیم بندیی که در ان همانطور که عده ای امتیاز می گرفتند ، اما گروه بزرگ دیگری به استشمار و محرومیت کشیده می شدند ، دقیقا چنین سیاستی و چنین نظامی بود که علی رغم کشور های دیگر به تاریخ کشور ما سیر نزولی داد اکنون که تاریخ دیگران را از مرحله های زراعت و صنعت گذشته و در اوج اطلاعات و ارتباطات قرار دادند ، افغانستان علی رغم داشتن تجربهء تمدن های کوشانیان ، غزنویان و تیموریان اکنون در مرحله ء مادون زراعت قرار دارد . چنین سیاست و چنین نظامی بود که شیرازه های وحدت ملی را از هم پاشید و مانع بزرگی را در راه تشکیل ملت - کشور به وجود اورد چنین چیزی و چنین نظامی و چنین سیر تاریخی باید مورد انتقاد قرار گیرد وگرنه هیچ تضمینی وجود ندارد که نظام تبعیض آمیز گذشته در لفافه ی دیگر احیا نگردد - شهید مزاری نه تنها چنین نظام و چنین تاریخ را مورد انتقاد قرار داد بلکه برای بر انداحتن چنین نظامی  و ایجاد زمینه برای راه افتادن تاریخ افغانستان در جهت نوین حرکت نمود . 

شهید مزاری در تاریخ مبارزات خویش در برابر حکومت و جریان های انحصار طلب بر آزادی و عدالت و برادری و برابری ملیت ها تکیه می کرد ، او می خواست نظام سیاسی بر شالودهء آزادی و عدالت  پایه گذاری گردد و تاریخ افغانستان نیز در جهت آزادی و عدالت و پیشرفت سیر کند از اینرو بود که او نظام فدرالی و نیز دولت فراگیر ملی را مطرح نمود قبل از مزاری جریان و فردی تا جایی که ما می دانیم  برای مهار بحران قومیت چنین طرحی را ارائه نداده بودند  و عملا در چوکات خواست های قومی ، قبیلوی و حزبی خویش حرکت می نمودند  و کوچکترين اعتقادی به مشارکت ديگران در قدرت و حکومت نداشتند از همين رو بود که بعد از پيروزی مجاهدين حکومت انحصاری مسعود و هم پيمانان آن فراتر از خواسته های قومی و حزبی ، اداره يی را به وجود اورده نتوانستند و از قبول خواسته های به حق مزاری و ساير گروه های ملی خود داری نمودند و در عوض قبول چنين چيزی در اثر غروری که قدرت برای افراد کم ظرف به وجود می آورد تهاجم وسيعی را عليه حق خواهان و عدالت طلبان سازماندهی کردند و جناياتی متعددی را مرتکب شدند چنين تجاوز و انحصار طلبی بود که زمينه ء جولان و قدرت گيری طالبان را به وجود آورد .
طالبان که در اثر پشتيبانی قدرت مالی و استخباراتی کشور های خارجی در آغاز بر مناطق زيادی از کشور سلطه يافته بودند ، در يورش بر کابل در ۲۳ حوت ۱۳۷۳ استاد مزاری را در يک اقدام نا جوانمردانه شهيد نمودند ولی با چنين عمل ننگین و سیاهء طالبان آرمان عدالت خواهانه مزاری  نمرد و هر گز نمی ميرد و ذريعه ء فرزندان راستين اين مردم آرمان رهبر شهيد ادامه يافته و خواهد يافت !
در اين حال ، هيچ آدمی با انصاف دليری ، عزت و مقاومت او را در قبال دشواری ها نفی نمی تواند او هيچگاه مرعوب قدرت نشد و مثل ساير رهبران از امکانات مردم استفاده ء شخصی نکرد و با چنين کاری بود که ميان فرهنگ عزت و فرهنگ خيانت خط فاصلی کشيد و به مردم خود غرور ، حيثيت و عزت بخشيد اگر مبارزه و مقاومت شهيد مزاری در قبال  انحصار طلبان بعد از پيروزی مجاهدين نمی بود ، بدون ترديد دو باره تاريخ افغانستان در چوکات انحصار قدرت سياسی سير ميکرد و دوباره حاکميت قومی و قبيلوی احيا می گرديد چنين حرکت شهيد مزاری تاثيرات خيلی مثبت را در پی داشت در اثر همين تاثيرات است که در شرايط کنونی عدالت خواهان مردم ما در مقابل تضيع حقوق ديگران و قوم و قبيله بازی دولت فعلی و حيف و ميل سرمايه های ملی و کمک های مجامع بين المللی  ذريعه ء افراد دولتی و جريان های خدمات غير دولتی مبارزه می کنند و برای احقاق حق خويش از راه های اصولی و معقول جد وجهد می نمايند و به مردم می فهمانند تا نظام سالم سياسی و اداره ء صالح به وجود نيايد ، همانطور که در تمام زمينه ها حقوق مردم پامال می شود ، از کمک های مجامع بين المللی  و از جمله کمک های ده مليارد دالری وعده شده در کنفرانس لندن بسان کمک های قبلی هم استفاده های شخصی خواهد شد .
چنين حرکت و چنين جرئت و شهامت معلول حرکت عزت آفرينان ما و از جمله رهبر کبير ،شهيد مزاری است ، روی همين لحاذ است که در حرکت و مبارزات عدالت خواهانه ی مردم ما مزاری نامی است هميشگی و جاويدان !

       بیرق خورشید

                  سید ابوطالب مظفری

چو   ابر   گـــــریه کنم یا   چو  رعد   بخروشم

منی  که  بیرق   خورشید    مانده  بر     دوشم

منی   که   وارث هــفـــــتاد    نسل     شمشیرم

منی   که  وارث   خون    شـــــهید      تزویرم

منی   که تیغ    نخوردم  مگر ز دست    فریب

منی که  زخم نخوردم   مگر  زخویش   قریب

مباد   مان    که   نشینیم  و گریه   ســـاز  کنیم

به  پیش  خصم  سر   عجز   و  ناله  باز  کنیم

مباد مان   که شرف   را  به  ننگ  نان   بدهیم

به قاتلان  پدر بیش     از   این    امان    بدهیم

تهمتنی   که برآمــــــد  ز هفت   خوان   بیرون

ولی    زچـــــــــاه    برادر   نبرد  جان  بیرون

شغادها     همگی  سر   به چـاه   حیله    شــدند

نشد که تن  بکشند از   حضیض  شان   بیرون

هلا   شما   که به    نیرنگ و رنگ مشـهورید

نمی    روید   ز نیرنگ      آسمان       بیـرون

نواده گان     مزاری    همین    دو حمله    بـعد

بـــر آورند   چو ماران   ز غار     تان بـیرون

نمرده است مزاری    که مرگ  بس خرد است

به     پیش     همت    مردی   ز آسمان بـیرون

هلا   شما که   شب از   رنگ  تان  سیاه   شده

زمین  ز کینه   و   نیرنگ    تان   تـــبا ه  شده

ز آسمان   نه   همین اخم و تخم سهم   من است

از این زمین نه فقط سنگ زخم سهم   من است

اگــــــر به اســـــــب نشینم دوبـــــــاره  سـالارم

گــــــــــــــــــــمان مدار که امروز بر سر  دارم

اگر بر مــــــــــــــاه بر آیید  شــــــب  بسوزمتان

اگــــــــــــــــر به   چـــاه د ر آیید لب  بدوزمتان

|+| نوشته شده توسط بسم الله ایازی در یکشنبه بیست و یکم اسفند 1384 | موضوع: |
 
 
بالا