تبليغاتX
عجایب های عالم را نگویی هفت اگر بینی ...به ملک بامیان بند امیر و ملک بودا را.  چنان بند امیر ازآب هستی بخش سرشار است ...سزد انجا گر از مستی زنم بر سنگ مینا را ...من و تو هر دو را افغان ستان مادر بود اما ... مکن تقسیم با من ای برادر کوه بابا را

شمامه

دست نوشته های بسم الله ایازی
 چند نکته در مورد انتخابات پارلمانی

چــــــــند نکـــــــــته ی در مـــــــــــــــورد انــــــــــتخابــات پـــارلــــــــــــمـــانی

سيستم پارلمانی سيستم حکومتی است که در ان قوه ی مجريه در اعمال خود مسئول قوه مقننه  يعنی پارلمان ميباشد  و در اين سيستم  رئس قوه ی مجريه مانند نخست وزير و وزرای وی يا عضو پارلمان  ميباشد و يا  منتخب اکثريت ارآ پارلمانی ـــ و در هر زمان که پارلمان از هيئت  دولت يعنی رؤسای  مجريه سلب اعتماد کند رئيس قوه مجريه يا بايد استعفا دهد و يا انکه از رئيس جمهور(شاه يا رئيس جمهور)انحلال پارلمان را تقاضا کند  و پارلمانی دومی نيز  نظر اعتماد يا عدم اعتماد خود را بدولت اعلام دارد و هر گاه در اين مرتبه (دومی) نيز رای عدم اعتماد به دولت بدهد رئيس جمهور دولت بايد فوری استعفا دهد و دولت ساقط گردد و در اين صورت رئيس کشور از اکثريت پارلمان ميخواهد که دولت جديد را معرفی نمايد و يا شخصی را برای تشکيل کابينه ی جديد معرفی نمايد .

متاسفانه قانون اساسی اخير افغانستان را قبيله حاکم  و متحدين مدافع ان درون مليت های ديگر طوری سر ی همبندی نموده است که رئيس دولت به مراتب از مجلس ملی نيرومند تر است و بجای انکه قوه مجريه کارگذار قوه ی مقننه باشد ان را طوری سر همبندی کرده اند که قوه مقننه همچون گذشته ها اله ی دست قوه اجرائيه  و دولت است چون هر دو طرف ازجانب مردم انتخاب گرديده بنا استيضاح رئيس دولت و يا بر کناری ان از طرف پارلمان نيست .

افغانستان در طول صد سال اخير انواع پارلمانها و مجلس های گوناگون را شاهد بوده شاخصه ی عمده پارلمان های گذشته در تاريخ مصيبت بار کشور ما بر حسب ساختار اداره ی سياسی  و جغرافيای بوده نه بر مبنای نفوس وتناسب مناطق ــــــو هم چنان حاکميت های گذشته  طوری نامرد ها را رديف و افکار عامه را سمت وسو ميدادکه  مردم به قواره و مشروعيت کذابی ميراثی نامزد ها و يا روابط دولتی انان توجه ميکرد نه به تفکر سياسی و بر نامه های اطلاعی انان .حاکميت در نظام های گذشته هيچگاه مليت ها و مناطق مختلف را با انکه همه مدافع رژيم وقت بودند از نگاه اعتبار وحيثيت و ارزهای انسانی با هم برابر نميدانست .

انتخابات پارلمانی  و انتخاب وکلای متعهد به ارمان عدالت خواهانه مردم  بدون شک يک مساله حساس و نهايت مهم و قابل توجه  نسبت به سر نوشت سياسی مردم ما ميباشد زيرا در پارلمان است  که دولت سازی -قانون سازی  و شيوه اداره امور سياسی  تشکيل ميگردد ـــ مردم اگر واقعان ميخواهند شعور سياسی شان را به نمايش بگذارد و در اين انتخابات پيروزی حاصل نمايد در قدم نخست  بايد به افشا ماهيت چهرهای  مدافع رژيم  و قبيله بر سر اقتدار پرداخته و تلاش نمايند  تا چهر ه های عرفی و بنياد گرايان  تروريست و دشمنان مردم را  را با تمام توان  افشا و عريان نمايند  زيرا موجوديت دشمنان مردم و مدافعان رژيم برسری اقتدار - سود جويان ومنفعت جويان  در پارلمان به مراتب  خطرناک تر و عواقب زيان بار تر  از نداشتن  ان گونه نماينده گان است - مردم بايد بکوشند در مرحله حساس کنونی مدافعان طبقات بر سر اقتدار - بيگانه پرستان اجير -سود جويان و منفعت پرستان  شخصی و عوام فريبان ضد مردم را شناسای و انان را از ميان شان طرد نمايند وچنين افراد را به نماينده گی از خواست های سياسی شان راه ندهند و به نماينده گانی رای دهند که انعکاس دهنده ی حقوق عادلانه سياسی - اجتماعی و فرهنگی شان باشند وبتوانند روحيه ی حاکم بر سند های گذشته را شکسته و ان را به نفع مردم تبديل نمايند ......

شعری از البوم (سياه سپيد )هنر مند محبوب کشور داود سرخوش

وطنــــم دو باره اينــــک تو وشانه های پامــــــــير

بتـــــــکان ستاره ها را که سحر شود فراگـــــــير

بتـکان ستاره ها را که ستاره های اين شهـــــــر

همــــه ياد گار زخمــــند همه يادگار زنجــــــــــير

منــــم و اميـــدی روزی که ترا چنــان ببيــــــــنم

که شـــوی چو بال طـاوس به هزاررنگ تصويــــــر

گــل و گــندم و شقايق به دمت زدشت ايـــــــــد

ز بلــــند به شــــانه هايـت شود افتاب تکثـــــــير

وطــــنم مباد او روزی که کسی زغنچه هايـــــت

به فراقــــت اشــک ريزد زغمت شود گلو گيــــــر

|+| نوشته شده توسط بسم الله ایازی در یکشنبه یازدهم دی 1384 | موضوع: سیاسی
 نامه به مهدوی

نان را به نرخ روز بخورید !

حضرت حجه الاسلام حاج اقای سید میر حسین مهدوی (دامت ظله العالی)

السلام علیکم !

هرچند مایل نبود یم آرامش خاطر مبارک را درفضای غرب و کانادا مکدر نماییم ولی  خودت وادار کردی که مطالب مختصری را برای تان یاد آور شویم  ، در فضای غرب  تعدادی  شما را نمی شناسند تعدادی هم فقط فاشیسیم مقدس تان را دیده اند بیشتر از آن چیزی نمیدانند.

ببخشید که در محیط آرام  و پر از ناز نعمت کانادا خاطر مبارک تان یک کمی آزرده وملول می شود ،ما نمیدانیم   مدتی هست که حضرت شما ،   درآب و آتش میزنید ما که از این به آب اتش زدنها چیزی نفهمید یم جز تبرئه کرد ن خودتان تان !

 چندی پیش آفتاب را در کابل به چاپید ن گرفتید فاشیسیم مقدس را به زیور چاپ آراستید که گم شده ای خودرا در نشر آ ن مقاله یافتید هم مطرح شدید  وهم به بهشت آروزوها  یتان رسیدید شاید رسیدن به این رویا برای شما خیلی مشکل بود  ولی با چند سطر مقاله ایکه نوشتید به این وآن چیز های  نثار کردید ! که خیلی هم عالی بود ولی خودت به آن حرفها ایمان نداشتی ونداری ! هیچکس اگر نداند خودت خوب میدانی ، منظور از آن همه  ما جرا جویی ها رسیدن به غرب بود ونه چیزی دیگر ،  ژورنالیست ها و خبر نگار های که تهدید شدند مشکلات دیدند زندان رفتند چون آنها پلان از پیش تعیین شده نداشتند که خود را به کانادا و غرب برسانند با سختی ها ساختند برای دفاع از آزادی بیان ، دموکراسی وحقوق بشر به تلاشهای شان ادامه دادند و میدهند ، میدانی که  از طرف مقامات بلند پایه ای سازمان ملل پیشنهاد پناهندگی برای آنها  شد ولی از طرف آن خبرنگاران وژورنالستان وطن دوست وبا غیرت جواب رد داده شد .

ولی شما از آن مقاله من حیث یک سکوی پرش استفاده کردید ، خوب نوش جانت آقا صاحب ! بمقصد و آروزهای دیرینه ات رسیدی ، شاید این حرف را نپذیری با هزار یک دلیل این را رد کنی ، چناچه مدعی  هستی که من یک ادم کاملا دیموکرات،آزادی خواه ، مدافع حقوق بشر ، افشاگر مظالم  و...... هستم  .

حالا هم آفتاب در تبعید را می چاپید در وبلاگ آفتاب  حرفهای هم از قلم تان تراوش می کند که ما مردمان کانادا نر فته را سخت متعجب و حیران می سازد . این حرفها ومواضع که امروزها اتخاذ کرده اید با مواضع دیروزی تان کاملا متفاوت است دیروز ها سر به آخور ولایت  داشتید برای مقام ولایت درود وصلوات می فرستادید اگر کسی به مقام والای ولایت تان با سکوت همراه شما نمی شد متهم به ضد ولایت می شد  هر از چند گاهی از سر شیطنت و یا دستور ( مانند امروز ها ) گهگاهی هم در جبهه سکوت می پیو ستید ،ما ادم های کانادا ندیده وقتیکه در وبلاگ به اصطلاح آفتاب تان در این آواخر مراجعه کردیم به مطلب سایه همسایه ها  قسمت دوم ایران و صدور  ولایت مطلقه فقیه در افغانستان را دیدیدیم و  خواندیم  با خود گفتیم عجب رویی دارد این آقا ، چطور گذشته ای خود را زود بفراموشی گرفته است ! بی درنگ به این نتیجه رسیدیم  وگفتیم و می گوییم که در رنگ عوض کردن دستی بالای دارید !

درآنجا از جنبش های آزادی بخش نام برده اید از شما می پرسیم ؟ درهمان روز های تشکیل جنبشهای آزادی بخش ، چماق تکفیر بدست کی ها بود ؟ حرکتهای  عدالتخواهانه و ضد تبعیض از طرف کی ها مورد هجوم قرار گرفت ؟  روشنفکران و آزاد اندیشان جامعه هزاره توسط کدام مفت خوارها مورد تکفیر قرار گرفتند ؟  آیا میدانی که عده ای  ایران راترک وتعدای هم علیرغم جوسازی ها  در جریانهای هزارگی ماندند وبه مبارزه علیه تجاوز روس و خرافات  پرداختند ؟ سخت ترین نوع مبارزه را در جو خفقان، عدالت خواهان به تجربه گرفتند هم برای نجات کشور از چنگال روس هم علیه خرافات ، با تاکتیک ها ی متنوع ومختلف به مبارزه پرداختن یک کار دشواری بود ،یاد تان می آید ؟  گرو ههای مثل  سازمان نیروی اسلامی افغانستان به رهبری ایت الله سید ظاهر محقق (خسور جنابعالی) که ازمرتجع ترین جریانهای شیعی آنروزبحساب می آمد؟  که  گهگاهی چماق تکفیرآن سازمانک  ودیگر مرتجعین بر فرق روشنفکران هزاره نواخته می شد  شاید شما در آنروز ها عضو پایین رتبه ای  سازمان نیرو بودید ، شاید هم نبودید . آیا این را میدانی که سازمان نیرو یکی از اعضای جنبشهای آزادی بخش بود ؟ برای دریافت چند کیلو برنج و روغن به جاسوسی در درون جنبشهای آزادی بخش مصروف بود  که بعد ها به جاسوسی دربین مهاجرین میپرداخت  دربدل نامه تردد.

اینرا میدانی که خانواده حجه الاسلام و المسلمین سید میر حسین فصیحی رهبر قبلی سازمان نیرو که توسط خانواده سید ظاهر محقق و خانواده شما مسموم شد وبه دیار ابدیت شتافت از شما ها شاکی هستند ! مگر آقای فصیحی چه جرم داشت که مظلومانه جان داد دراین باره چه نظر دارید ؟

 اگرجناب شما واقعا راست میگویید عقده ای با قضایا برخورد ندارید روشنفکران ،آزاد اندیشان وعدالت خواهان  مورد هجمه ، تکفیر و تفسیق قرار می گرقتند  درآن زمانها کی ها پیشگام حرکتهای ضد تبعیض وعدالت خواهی بودند ؟ کی ها علیه وابستگی موضع داشتند ؟ جریانهای زیادی بود بشمول همان جریان که جناب شما متهم بوابستگی می نمایید مگر در تنویر افکار عامه و مها جرین نقش  کلیدی واساسی را نداشتند؟ اگر بی انصافی نکنی ،  هزینه های را همینها پرداخت نکردند ؟مگر تیز ترین حملات و اتهامات بیدینی  علیه همینها در انروزها صورت نمی گرفت ؟  اگر همان حرکتهای فرهنگی آنروزها نمی بود این ادا های که شما امروز درغرب در می اورید از این ژستهای شما خبری نبود، در پهلوی همراهی شما باارتجاع یکسری حرفهای روشنفکری که امروز در کانادامی زنید خمیر مایه اش در همان روزها مگر شکل نگرفته است ؟ که واقعیت مسلم است ولی شاید نپذیری .      

   حالا که در کانادا مشکل نیست ستم های که در آن شرایط بالای روشنفکران ، آزاد اندیشان ، آزادیخواهان اعمال می شد مبارزانی بودند که  در آن جو خفقان آورچه در داخل و چه در خارج از جمله ایران به تنویر افکار مردم  پرداختند ولی از طرف رژیم ولایی شما مورد  آزار،  زندان ، رد مرز و تهدید  قرار گرفتند  ، شما در آن زمان چه کردید ؟ حتی موضعگیری های خصمانه ای تان در نشریه فریاد عاشورا که خود تان بهتر از ما میدانید که آن نشریه ساخته پرداخته ای قرار گاه انصار و اطلاعات امنیت ایران بود همکاری داشتید در آن روزها که هزاره ها در افشار از دم تیغ تعصب شورای نظار ، اتحاد سیاف و...........به قر بانگاه میرفتند  فریاد عاشورا سخت حملات نا جوانمردانه ای علیه جبهه عدالت داشت، همانطوریکه میدانی ! گروهگ تبیان  فلسفه وجودیش برای خاموش کردن صدای عدالتخواهان در بین مها جرین مقیم ایران مگر نبود ؟

آیا بیاد می آوری ؟  در آنروز ها اگر  روشنفکران  اندک حرکتی انجام میدادند توسط این گروه وگروه های دیگر مزدور به قر با نگاه تکفیر فرستاده نمی شد ؟ اگر از خا طر مبارکتان نرفته باشد نشر مقاله های نیش دار تان ،آزاد اندیشان وعدالت خواهان را مورد حمله و بی انصافی های تان قرار دادید ، بیاد می آورید ؟  ما فقط به یک مورد اشاره می کنیم مقاله که تحت عنوان تیمور نخواهی شد با این لنگ شدنها که با تزویر وریا علیه محقق و مورخ کشور استاد یزدانی موضع گرفته بودی برای خوش خدمتی برای ....... حتما خاطر مبارک هست اگر هوای کانادا درذهن مبارک خلل ایجاد نکرده باشد  چندین نقد از طرف خود استاد و دوستانش بر علیه نوشته گگ شما به نشریه فریاد عاشورا ارسال شد نسبت به چاپ آنها اقدام صورت نگرفت، اینرا خبر داری ؟

واین را میدانی ؟ که چطور درآن فضا یکطرفه می تاختی وکسی هم نبود که بگوید بالا ی چشمت ابرو است زیرا که شما از جایی مشخص حمایت می شدید.

 وآیااینرا خبر داشتی ؟ شاید از سر شیطنت بگویی که من بی خبر هستم ، اگر از حمایت  آنها اطلاع داشتی که باید جواب گو درپیش مردم و آزادیخواهان باشی اگر بی اطلاع هستی که این همه کر فر امروزی تان  آبکی ومفت است ،   ودر بعضی موارد نقد کنندگان آن مقاله های شما از طرف بعضی جا ها تهدید هم شدند اینرا خبر داری ؟ آیا خبر داری که جناب شما متهم هستید اگر بی خبر هستید حد اقل امروز مطلع باش که در گذشته اینطورآدم بوده ای ، واین اتهام بر شما وارد می گردد ! ما شما را به محکمه ای وجدان تان می سپاریم برای یکبار هم که شده درسکوت وخلوت گذشته ای تان را مرور کنید .

ویکبارهم به آرشیف نشریه فریا دعاشورا مراجعه کن وببین که چگونه علیه عدالتخواهان و روشنفکران جو سازی میکرد هر چند که خود میدانی  و رفقا یت را هم خوب می شناسی وخودت را هم می شناسی که کی هستی ؟

جای تعجب اینجا ست ! که چطور زود گذشته ای خود را فراموش کرده ای امروز اینگونه روشنفکر دو آتشه شده ای ،  آنها که از گذشته تان اطلاع ندارند به شما آفرین باد و احسنت احسنت می گویند ولی اگر گذشته آنچنانی شمارا بدانند شاید.........  .

دوستان نزدیک تان میدانند که دراین اواخر چه خوابهای رویایی رسیدن به غرب را می دیدی و دراین آتش و آرزو می سوختی ، چرایکه در این اواخر قبولی تعدادی از طرفی سازمان ملل ، و رد شدن در خواست شما از طرف آن سازمان باعث شد که پروژه فاشیسیم مقدس را راه اندازی نمایی !

جناب حجه الاسلام سید میرحسین مهدوی ! ببخشید ! حالا شما در کانادا تشریف دارید از مسلک ملایی آخوندی خارج شده اید امروز ریش را پاک و صفا کل (تراشیده ) کرده اید عمامه ، عبا  و قبا را کنارزده ، نیکتایی  ودریشی بر تن دارید از مسلک قدیمی خودرا رهایی یافته می بینید عطر اتکلن میزنید قهقه کنان همه را بدشنام وخودرا تبرئه میفرمایید شاید این عنوان برایتان خوشایند نباشد  ،عالیجناب نیکتایی پوش ، که الهام های تان بر گرفته از سایر عالجنابان سرخ پوش و ....... پوش می باشد.

راستی! اقا صاحب! شما عنوانی آقای خلیلی رهبر حزب وحدت هم نامه ای سر گشاده نوشته اید ما بنای دفاع  از وی را نداریم چون ایشان دارای حزب ، نشریه و سایت می باشد اگر حرفهای شما قابل نقد باشد و ارزش نقد را داشته باشد نقد خواهند کرد .

همینطور ! در نامه ای سر گشاده ای خود از دو نظامی مقتول گفته اید برای انها مخته عزا راه انداخته اید از یک هزاره و از یک سید ، که هزاره اش برایت زیاد مهم نبوده ونیست  برای اینکه زرنگی کرده باشی  از هزاره اش( قومندان شفیع) بدفاع پرداخته ای خطاب به اقای خلیلی گفته ای که توسط محافظان شما گلوله باران شد واقعا که از رفیقان سید نقیب الله  هستی که او هم در دروغ پردازی استاد شما بود ولی حالا شما استاد سید نقیب الله هستید . 

  سید جان ! همه میدانند در اثر جو سازی  هم کاسه های شما ، قومندان شفیع توسط سید انور اعلا رحمتی و سید یزدان هاشمی و جنرال قاسمی ،  شفیع گلوله باران شد،اگر باورنداری  به حجه الاسلام والمسلمین حاج سید محمد حسین محقق زاده عضو شورای مرکزی حزب وحدت خسر بره ات ( برادر زنت) زنگ بزن واز او بپرس چرایکه ایشان در آنروزها هم در بامیان تشریف داشتند و هم از فعالین شورای مرکزی حزب وحدت بودند ، ولی افراد مطلع میدانند  که گریه زاری شما برای شفیع نیست  سوز، گدازو نوحه سرائی  شما از قتل سید سرور است که در نامه ای سر گشاده تان کاملا هویدا ست که برای چه به گریه زاری پرداخته ای !

شما که نان را بنرخ روز می خورید ، یاد تان هست ؟ زمانیکه حزب وحدت به اوج قدرت  بدفاع از مردم می پرداخت برای پنهان کردن چهره اصلی تان به مدیحه سرایی و شاعری روی می آوردید شعری آسمان رفت از این بیشه را  ( در رثای رهبر شهید استاد مزاری ) سرایدید  .

یادت هست ؟ آنروز های که سید سرور و قومندان شفیع  بقتل رسیدند در آنروزها برای مدح اقای خلیلی از دیگرهمقطاران و همفکران تان  سبقت نمی گرفتید ؟ اینرا فراموش کرده ای ؟ گاهی بوساطت پدر زن تان (خسور) حضرت آیت الله حاج سید محمد ظاهر محقق بهسودی عضو شورایی عالی نظارت حزب وحدت اسلامی افغانستان  و گاهی هم با پادرمیانی خسر بره(برادر خانم تان)   حجه الاسلام  محقق زاده  عضو شورای مرکزی حزب وحدت تلاش می کردید که خودرا به اقای خلیلی نزدیک کنید پول پله و.....مقام گیرتان بیاید که در این زمینه خسربره تان از تر دستی بالای بر خورداربود و است با دو جوک که می گفت پول کلان نصیب یازنه ( شوهر خواهر)  میکرد .

درست درهمان روزها  حکم تقرری تان از طرف بامیان مرکز حزب وحدت با امضای اقای خلیلی رهبر حزب وحدت من حیث نماینده تام الاختیار ایشان درا مور دانشجویان افغانی درایران مواصلت کرد که نمی خواهیم وارد آن داستان شویم که طولانی خواهد شد....... وشما در آنروزها آنطور از اقای خلیلی در محافل به تعریف و توصیف  می پرداختید که حالا ما مردم های کانادا نرفته که نوشته های امروزی تان را می بینیم گیچ و حیران می مانیم . 

درقسمتی دیگر نامه ای شما نکات آمده که طینت منفی شما را نسبت به جامعه محروم هزاره آشکار می سازد گفته اید که اقای خلیلی ذهنیت رهبرشهید استاد مزاری را نسبت به حزب اسلامی تغییر داد در حالیکه این تحلیل تان  ضعیف می باشد اگر چنین ابتکاری را آقای خلیلی کرده باشد شاهکاری خوبی انجام داده است  ، در آنزمان جناب شما در حوزه علمیه قم تشریف داشتید  شرایط سخت و دشوار یکه توسط شورای نظار و اتحاد سیاف پیش آمده بود کمتر برای شما قابل فهم و در ک بود و است ، زیرا ازیک طرف وحدت ملی توسط شورای نظار آسیب دیده بود و این ابتکار توسط شهید مزاری پی ریزی شد یا بقول شما با مشورت آقای خلیلی این پروژه به منصه ظهور رسید در ترمیم وحدت ملی یک گام اساسی توسط رهبر شهید مزاری برداشته شد، از طرف دیگر مردم هزاره به محاصره شورای نظار و اتحاد سیاف در غرب کابل بودند مردم برای خرید آذوقه بمرکز شهر و مندوی رفته نمی توانست تمام راهها مسدود بود  تنها منفذ که وجود داشت  که مردم باید از انجا  برای زنده ماندن استفاده نمایند همان راه چهار آسیاب بود و بس ، نزدیکی حزب وحدت و حزب اسلامی ضرورت بود  نه انطوریکه شما فرموده وفکر کرده اید.

 شما در جایی دیگر از معامله گران و خائنان بازرنگی بدفاع پرداخته اید که حتما در نامه ای بعدی تان عنوانی رهبر شهید مزاری خواهید نوشت کوه فروشان افشار (برادر زادگان سیاف ) را تبرئه خواهید کرد چنانچه گام اول را با این نامه  برداشته اید .

 در جایی دیگر نامه  مقاومت دره صوف و یکاولنگ را زیر سوال برده اید قتل عام که توسط طالبان بصورت بسیار فجیع  انجام شد شما آمده اید طالبان را بطور نا مریی تبرئه کرده اید از بس که تحت تاثیر عقده های درونی تان قرار گرفته اید جنایات طالبان را به شکلی دیگر می بینید ، حتما بیاد داری ! درآنروزها ی که قتل عام مردم یکاولنگ انجام شد  تبلیغات غیر ازاین است که در این نامه عنوان کرده اید ، جو سازی های تان طوری دیگری بود زیرا که مقاومت مردم  بالای گرده های شما و همپالکی های تان سنگینی می کرد جو سازی ها ونیرنگها شکلی دیگری داشت.

چیزی که  آشکار است امروز یکمقدار شرایط فرق کرده است مردم حساسیت های شان فرو کش کرده است در آن شرایط مشکل بود که علیه مقاومت مشروع وجبهه ای عدالت خواهی اینطور عریان به جوسازی بپردازی ولی واضح است که عقده چند ساله ایکه علیه مقاومت مردم از غرب کابل گرفته تا بامیان یکاولنگ در درون ات حبس شده بود دراین روزها انفجار د ا د ید ، هدف ات بیشتر زیر سوال بردن مقاومت مردم هزاره وعدالت خواهی این قوم ستمدیده میباشد نه چیزی دیگر، در پوشش موضع علیه آقای خلیلی مقاومت بر حق و مشروع مردم را زیر سوال برده اید آیا این را میدانی ؟ شاید با یک حرکت حساب شده با بعضی حلقات مشکوک می خواهی جبهه حق خواهی وضد تبعیض هزاره هارا با نامها و عنوانهای مختلف تخطئه نمایی ، اینرا ما با قاطعیت به شما اعلام میداریم مقاومت مردم  در غرب کابل و بامیان و یکاولنگ جز تحقق عدالت رفع تبعیض هیچ رنگ بویی دیگری نداشته و ندارد.

اینرا میدانی که مردم هزاره قربانی تبعیض ، انحصار ،برتری جویی ، تحمیق مذهبی و نیرنگهای کشور های همسایه بویژه ولی نعمت شما ایران بوده .

اینرا میدانی دراین سه سال گذشته هزارجات آرام ترین سال های سه دهه اخیر را سپری می کند  این آرامش شما را رنج می دهد می خواهی بااین جوسازی هایتان مقد مه ای ناآرامی را در هزارجات فراهم بیاورید ولی بدان که مردم امروز، مردم چند سال پیش نیست  .

 ما ازخیرتان گذشتیم شرتان را نرسانید .

 

رهروان عدالت و آزادی

|+| نوشته شده توسط بسم الله ایازی در یکشنبه یازدهم دی 1384 | موضوع: سیاسی
 هفتادو سال بعد در سوگ یک شهید

هفتاد و دو سال بعد در سوگ یک شهید

عبدالخالق هزاره و همراهانش خ ا

بدون شک سوگ نامه قهرمان ملی افغانستان عبدالخالق خان بخش از تداوم و رنجنامه در بدری و حکایت بی خانمانی هزاره ها در
تاریخ دو سده اخر هزاره هاست _بویژه اواخر سال های سده نوزدهم نه تنها برای خانواده عبدالخالق بلکه در مجموع برای تمام ملیت هزاره سال های سیاه و دشوار بود .
در این سالها صد ها هزار فامیل خانواده های که عزیزان شان نه تنها به پای دارو کله منار ها رفته بود بلکه در کل قربانی استبداد قبیلوی
گردیده در سیاه چال ها ته کاوی های مخوف ارگ ،سرای موتی ، دهمزنگ و غیره رنج میکشید  سالهای بیداد سیاه و استبداد خشین اسیای و استثمار بیرحمانه توده های زحمتکش سال های سرکوب ظالمانه و خفه ساختن ندای حق طلبانه و اشغال سرزمین پدری مردم ما بود _ میدانیم از اوانیکه نام افغان و افغانستان بر مبنای یک دسیسه بر این خطه اطلاق گردید دیگر اراده ساکنان اصلی این سرزمین در ادارهء این جغرافیا دخیل نبوده و ادارات حاکمیت در مجموع زاده و محصول توافق دستهای مشکوک پشت پرده استعمارگران بوده است .
آری نادر و امدن او در راس هرم قدرت نیز بخشی از ان دسیسه بود او نماینده سیاه یک رژیم  ارتجاعی فیودال و دلال بی نقاب استعار بود او معمولا با نقاب مذهب – عهد شکنی و ابزار قبیلوی  به کشتا ر می پرداخت  مبلغین او یک زنجیرهء  طولانی از روحانیون درباری
_فیودال های  متملق و یک عده هندوستانی های عضو شبکه  استخبارات برطانیه بود درست پس از تمرکز قدرت بدست او وخاندانش در سال 1308م کشتار اغاز گردید ،کشتار همزمان کلکانی ،سر اغاز آن دسیسه  توسطه خدعه و عهد شکنی  و سوگند روی قران مجید بود _ سپس کشتار و سر کوب مردم شمالی آغاز شد و بدنبال بعد از کشتار دشمنان بالفعل متوجه دشمنان  احتمالی و بالقوه گردید .
قتل محمد ولی خان دروازی وکیل امان الله با یک دسته ازادی خواهان چون شیر محمد خان چرخی ،فقیر محمد خان و میرزا مهدی جان بر مبنای آن سیاست عملی شد .
اقدام نادر بر احضار عبدالرحمن لودین ، آزاده پر شوردر قصر دلکشا و سپس گلوله باران کردنش و نعش او را روی خر برای فامیلش در شور بازار فرستادن  و بعد قتل  تاج محمد پغمانی و کشاندن بدسیسه درون ارک و سپس انتقالش به قشلهءشیر پور و به توب بستن با فیض محمد خان باروت  ساز زنگ خطر دیگری بود _ به تعقیب ان قتل میرزا محمد اسماعیل به اتهام جعلی  و ترور غلام محمد خان ارتی بدسیسه در پشاور  همه هوشدار برای نسل روشن عناصر ازاد و انقلابیون آن عهد بود _ بویژه کشتار نایب سالار هزاره  همه را متوجه تصفیه خونین نادری کرد .
جنبش روشنفکری افغانستان در همان آوان کار با شناخت از نادر در شب اول جلوس نادر بر تخت خونین ارک ، بعد از تجزیه و تحلیلی حاکمیت جدیداعلام مبارزه مخفی بر ضد ان نموده  و رژیمش را عصار ه یک رژِیم  ارتجاعی و دلال انگلیس معرفی کردند
بزودی در پاسخ به عمل نادر جنبش روشنگری افغانستان عکس العمل نشان داد اولین حرکت ترور سردار عزیز برادر نادر در جرمنی توسط سید کمال به تعقیب ان ترور محمد عظیم خان نماینده نسل تعلیم یافته افغانستان سه سفارت انگلیس حمله کرد  سه نفر به شمول یک انگلیس را به قتل رساند .
اما وظیفه ء سترگ و دفع اصلی محور استبداد وظیفه خالق خان بود این واقعه دوماه و یک روز بعد از کشتار در سفارت انگلیس بتاریخ 16 عقرب 1312 اتفاق افتاد .
میدانیم که خانواده عبدالخالق  جزء از کاروان قافله ان همه هزاره های بود که با کوله باری غم و مصیبت از دهراود به غزنی  و از انجا به لوگر  رانده شده بود آن ها به شغل دهقانی  روی اراضی فیودال کلان محل و قاتل خلق هزاره غلام حیدر خان چرخی  می پرداختند اولین طلیعهء  روشنگری برای ذهن او شاید  توسط کاکایش مولا داد  هزاره داده شده بود مولا داد در کنار دهقانی  توانسته بود در تماس با خاندان  چرخی از نعمت سواد  بهره مند و خالق را نیز به مکتب بفرستد .
پدرش خداداد در کنار  شغل دهقانی به حمالی می پرداخت و با کنیز ازبه غنیمت گرفته شده های هزاره ارزگان ازدواج کرده بود بدون شک خالق خان در فش دار آن  انتقام خونین بود که نه تنها  خلق زحمت کش هزاره  از لهیب ان می سوخت بلکه نسل روشن جامه و سایر ملیت های تحت  ستم نیز از ان آتش خشم در امان نبود  این خانواده منور  غریب و زحمتکش که خالق خان یکی از عزیزانش بود همه صفحات روزگار سیاه _تیره و تا را دیده و با پوست و گوشت روزانه آن ستم را تا اعماق استخوان لمس کرده می کردند .
یقینا اولین معلم سیاسی خالق خان کاکای زحمتکش و منورش بوده و از ان به بعد وی متاثر از جلسات  محافل روشن فکران کابلی و انقلابیون هندی بویژه  متاثر از با شکامته سنگ یک عنصر انقلابی هندی در باغ پل عمومی  بود . محافل روشن فکری افغانستان به گونه سری عمل کرده شاید مرکزیت رهبری بر نامه و استراتیژِی مون نداشتند توسط اسناد و روایت منتشر در این اواخر این محافل تصمیم داشتند  بتاریخ هفده ثور 1312 م او را در جریان بر گذاری مراسم تهداب گذاری بالاحصار به قال برسانند  ولی بنا به امنیت شدید موفق نگردیدند
سپس ان ها تصمیم داشتند  در مراسم بخاک سپاری سردار عزیز او را بزنند ولی نادر با زیرکی خاص در مراسم حاضر نشد .
بعد ان ها تصمیم داشنتد تا او را در روز 28 اسد در جریان مراسم استقلال (کذابی) هدف قرار دهند اما نادر ان روز نیز به صحنه حاضر نگردید – در بار توسط جواسیس خود از بسیار تصامیم با خبر میشد – یکی از چهر ه های مخفی جاسوس دولتی عظیم توخی بود که خبر به قتل رساندن ظاهر را به گوش برادرش که معین وزارت معارف بود رسانده بود  - قبلا در بار در مورد این تصمیم از ایوب خان معاون لیسه که بعد ا به اتهام  دست داشتن کشته شد رسما پرسیده بود اما او قضیه را اکذیب کرد ه بود
تا انکه 16 عقرب و جریان توذیع شهادت نامه فرا رسید خالق خان شنید که نادر خود تصمیم دارد که به توذیع شهداتنامه بپردازد
چون این مراسم درون ارگ و محوطه شدید امنیتی صورت میگرفت در اول تصمیم نداشتند  ولی در جریان متوجه شدند که امنیت ارگ انچنان جدی نیست از ان سبب خالق خان یکی دوبار  از دروازه ارگ خارج و  داخل شد تا از امینت مطمئن گردد – چون دید که تلاشی وجود ندارد بایسکل یک از همصنفایش را گرفته و باشتاب تمام تفنگچه اش را را که قبلا به گفته بعضی از اسحاق خان رفیقش و به گمان بعضی از سید کبیر یکی از رفقا بچه سقاو و دوستش و بنا به نظر بسیاری دیگر از غلام نبی خان چرخی به شکل تحفه گرفته بود با خود اورد اما در جریان قتل نادر زمانیکه موزیک نظامی درون ارگ صدا و بیرق نادر خان به اهتزاز در امد نادر با نوکرانش در رسید و با اندک صحبت به دیدار صفوف منظم استقبال کننده ها پرداخت .
او هرگز فکر نمیکرد که حریفی در میدان در مقابل او انتظار می کشد اما به مجردی که برابر صف خالق خان رسید اسحاق خان و محمود خان  دو همصنفی خالق خان که شاید با او قرار وعده داشتند  پیش روی خالق را خلاص و از هم دیگر فاصله گرفتند  و برای خالق مجال دادند تا مستقیما  با او رویا رو قرار گیرد  در ین لحظه حساس است که خالق خان دشمن را مجال  دهان باز کردن نمی دهد و با اولین فیر دهان او را هدف قرار داده و با گلوله  دوم با مهارت و چیره دستی قلب او را نشانه میگیرد  و با گلوله سوم مستقیما مغز نادر را هدف قرار میدهد در اتش چهارم گلوله در میل تفنگچه گیر و از کار می ماند اما عمل موفقانه به انجام می رسد .
بعد از ختم عمل خالق تفنگچه اش را به شدت روی جسد بی جان نادر می کوبد و خودش تسلیم میگردد بعد ها استنطاق  وحشیانه مدت ها دوام یافت در اخیر این شکنجه ء هولناک پاها دو دست ها ی خالق خان از کار و حرکت مانه بود اما او مردانه استاده بود و هیچ یک را بدست دولت معرفی نکرد
نظام بعد ها بر خلاف قوانین مدون خودش که جرم شخصی بود با سبعیت تمام مجموعه روابط  خاندانی و دوستان او را با جمع از روشن فکران بدون کدام محکمه علنی و قانونی کشتار کرد
استاد نصیر مهرین یک ناظر بی طرف می نویسد که طوره باز خان غر غره ها را استاده کرده بود  جلاد های فخری قاضیان ممتلق بسیار بود در اول پدر،کاکا و مامایش را پیش چشم او غر غره کرده و با برچه او را مجبور می کرد که آن ها را ببیند ولی شیر بچه چشمانش را بالا نکرد  سپس محمود خان رفیق نزدیک او را بدار زدند – سپس فرزند غلام جیلانی خان چرخی و بعد محمد ایوب  خان مدیر مکتب را با میر عزیز میر مسجدی –میرزا محمد و غیره را به دار زدند – این قضیه رقیقا بتاریخ 26 قوس 1312 اتفاق افتاد –قاتلان خالق  خان عبار ت از اشخاص ذیل بود :
سید شریف سریاور با چاقوی کماندار دست راست او را که فیر کرده بود برید ،یک نفر دیگر چشم راست وی را که با آن نشانه گرفته بود از کاسه سر کشید  و جلاد دیگر رشته چشم را از کاسه سر قطع کرد ، سفاک دیگر هر دو گوش او را برید  بگفته ء ناظران بی طرف  خالق مثل یک گنجشک در خون غوطه میخورد و سپاهیان سیاه دل هر کدام میکوشید با خوش خدمتی او را با برچه پاره پاره نماید  - در اخیر او مثل یک پارچه گوشت خون پور میان خون شور میخورد تا جان داد .

ز دست قاتل قوم هزاره

نه کوه بی غم نه دشت ها با قراره

بيه توغ کو ز دست لشکر غم

ده هر قريه دو صد کله مناره

|+| نوشته شده توسط بسم الله ایازی در یکشنبه یازدهم دی 1384 | موضوع: سیاسی
 نگاه کوتاه به گفته ایوانوف وترکیب ملیتی کابینه
ادامه گذشته خ

 نگاه کوتاه  به گفته ایوانوف وترکیب ملیتی کابینه

 

 

در جریان ما جاری ایوانوف وزیر دفاع روسیه زمانیکه در یک سفر رسمی  با اقای  پوتین رئیس  دولت ان کشور از جمهوری هند دیدار میکرد ند  در پاسخ به خبر نگار  که از وی در مورد افغانستان " حکومت سازی و پالیسی  اینده ان خواهان نظر شد گفت

پروسه جاری در افغانستان  دقیقا در روند گرایشات قومی(پشتونوالی)حرکت میکند  و این شیوه خود به خود  راهیست به سوی  جنگ داخلی  خونین اینده .

بعد از یک شبانه روز  سخنگوی دولت  کرزی اقای جاوید لودین  با عکس العمل شدید  در مورد  سخنان  وزیر مذکور چنین گفت دولت افغانستان  متاسف است  که یک مامور عالی رتبه  دولتی روسیه  یعنی  در سطح وزیر دفاع ان  در مورد افغانستان  و پروسه جاری  وروبه گسترش  ان اظهار ات غیر مسئولانه مینماید  دولت افغانستان  این اظهار را  بدقت  ملاحظه  و احساس شوک مینماید  و همچنان اضافه کرد  دولت روسیه به زودی باید  موقف خود را  در مورد افغانستان واضح سازد  و جدا باید کفت  که هیچنوع فشار قابل قبول نیست  و مداخله تلقی میشود افغانستان حال یک نظام دارد  وخواهان روابط  از طریق  رابطه مشروع با دولت(حکومت) افغانستان باشد نه با گرو ها  و تنظیم ها ورنه در مقابل ان عکس العمل  نشان داده خواهد شد.

 از نظر کار شناسان بین المللی در مورد روند  سیاسی جاری  در افغانستان  سخنان وزیر دفاع روسیه با وجود انکه  مدت یک ما  اعلا ن رسمی کابینه را به تعویق انداخت ولی بعد از اعلام کابینه  معلو م شد  که نه تنها  پیش بینی  وزیر موصوف یک حقیقت جدی بوده و اطلاعات دقیق دولت روسیه را در مورد تصامیم اتخاذ شده  در کابل بر ملا ساخت بلکه سوئ نیت اقای کرزی  را در مورد  انحصار  وزارت خانه های کلیدی حساس  تو سط قبیله  بر سر اقتدار  نیز کاملا عریان کرد اگر یک نطر اجمالی  به لیست  وزیران  و ترکیب ملیتی ان در کشوری که  مسئله  ملی و حل موضوع ستم ملی در طول تاریخ  حدود  سه صد سال  اخیر ان یکی  از تضاد های  اساسی  جامعه کثیر الملیتی این کشور بوده نه تنها  رئیس جمهور  به ملیت  خاص تعلق دارد  و نظر به قانون اساسی  دارای صلاحیت های  بالاتر  از شاهی مشروطه است بلکه وزارت دفاع ان که در اساس در طول تاریخ  نه در دفاع از حدود  سیاسی جغرافیای  افغانستان  بلکه عمدتا  ابزار سرکوب ملیت ها  و اقوام غیر ملیت  حاکم بوده نیز به ان تعلق دارد بگذریم از اینکه  همین وزیر معرفی شده  یکی از کسانیست  که راز اردوی ملی   کشور را در اختیار  شبکات استخبارات  کشور های بیگانه قرار داد  به شکل عریان  به گونه مشاور  و راهنمای  اطلاعات  نظامی  ارتش های بیگانه را در جریان  امور  اردوی  افغانستان  قرار داد  وبه شکل جدی  به کشتار نیروی های نظامی  ارتش دوران حاکمیت  به جامانده شورویی(حکومت نجیب) در جلال اباد به عنوان  قوماندان عمومی  نیرو های جهادی و همدستان  دستگاه اطلاعات  کشور های خاص مرتکب قتل  و کشتار عمدی گردیده  و به هیچ صورت نمیتواند  برای  مردم افغانستان به ويژه ملیت های غیر  قبیله بر سر اقتدار مورد اطمنان باشد

علاوه بر اینکه وزارت جنگ (دفاع گویا ملی که در اصل در گذشته  وزارت سرکوب ملی بود)  به شکل یک وزارت مسلح  با ان همه شک و شبهه  که در مورد  رهبری   ان وجود دارد  در مقابل مردم ما قرار دارد  بلکه وزارت داخله  که در طول  تاریخ جز شکنجه  اعدام به حبس انداختن  اذادیخواهان و استقلال طلبان " وطن پرستان  و ترقی خواهان  ملیت های  تحت ستم  هیچگونه اعتبار و ارزشی  ندارد  و جز  ملیت حاکم بوده  رهبری ان نه تنها در زد وبند با تروریست  و اختتاف کننده گان جگر گوشه های مردم ؛ القاعده  و طالب کاملا مورد سوال قرار دارد  بلکه اساسا  باید خود وزارت داخله مورد تعقیب قرار داشته باشد خاصه در مورد  گوگان  های ملل متحد  که در این اواخر  در پغمان نگهداری میشد کاملا بايد مورد  پیگیری  قرار گیرد

 جالبتر از ان جناب  وزیر جدید مالیه  رهبری  افغان ملتی هاست   افغان ملتی ها که  بر نامه ان  در کتاب سقاوی دوم  برای مردم  افغانستان  و خطر ان برای ملیت های تحت ستم  کاملا مشخص است در ان کتاب  به مرتب  اهداف  ان بد تر از نازیست های المانی  و صهیونست های اسرائیلی  به شکل عریان نوشته شده  اقای سمسور افغان که خود افغان ملتی است  یقینا این کتاب را به مشوره  رهبرش  نوشته  و از ان بر نامه  نه تنها از دیگر افراد ان ملیت خواهان حمایه گردیده  بلکه از همه انان خواسته است  ان بر نامه بپزیرند  و مطابق ان عمل کنند  که یقینا مینمایند  بگذریم از اینکه وزارت مالیه رامردم وزارت غم مینامند  و در طول تاریخ  مردم رنجدیده ما نه تنها  از فشار  ان مجبور به کوچ گردیده بلکه عزیزانشان را هم در بدل ادای مالیات به لیلام  گذاشته اند  ووزارت مالیه یعنی  وزارت چور و چپاول  جیب و دارای مردم بوده و فقط برای  ملیت های تحت ستم تهداب کذاری شده  و تا کنون از اوان شکل گیری  تا حال  از مردم جنوب و جنوب شرق که عمدتا پشتون ها است نه تنها مالیه  نگرفته  بلکه از چپاول دیگران انان را معاش مستعمری هم داده است هکذا قابل یاد اوری است  که وزارت   تجارت  بعنوان دلال  تاجران کمپرادور  در دست ان ملیت است  مشاورین رئیس خمهور  در امور امنیتی  نیز از ان ملیت بوده  ود ربخش شهر سازی  یک نفر افغان ملتی دیگر معرفی شده  تا وی شهر ها را در خدمت  انکشاف و گسترش ملیت معین قرار دهد  وزیر انکشاف دهاتش بودجه به گدای  امده را در عرصه انکشاف ملیت مشخص  به مصرف رساند

اما در باره دیگر وزارت ها  به ملیت های غیر  ملیت حاکم باید گفت اگر دادن پست  های از نوع حج و اوقاف "ترانسپورت  " شهدا و معلولین و غیره اگر به مشابه تحقیر این قوم تلقی نگردد  یقینا از لحاظ سیاسی  برای افراد  منسوب  به این  ملیت  ها مایه ننگ خواهد بود  موضوع جالب  در این کابینه  معرفی  یک وزارت  خانه جدید  بنام  وزارت اقتصادی  به جای  وزارت پلان گذاری است  که معلوم نیست  در صورت  موجودیت وزارت مالیه  این وزارت  خانه  که کار ان مطابق  نامش  همان  کار وزارت مالیه است بر چه امورات خواهد پرداخت گذشته از انکه  به شکل  کاملا لچکی  یک زن بعنوان  وزیر مشاور  در امور جوانان  در کنار رئیس دولت  به مشاورت  خواهد پرداخت .

 اگر رئیس دانشگاه کابل  یک فرد شناخته شده  سخت متعصب  از همان ملیت است  وزیر تحصیلات عالی را فرد محترم  معرفی نموده  در گیر چه چالش های  با وی  بويژه  در مورد فرزندان  ملیت های تحت ستم  که حتی  به جرم درازی  موی کشته میشوند  فردا اگر حقوق  سیاسی  شان را بخواهد  به کدام دار بسته  ویا به  کدام  زندان  روانه خواهد شد  در یک جمع بندی مختصر  دیگر میتوان گفت  در کشور ی  که رئیس  قوه مجریه .رئیس قوه مقننه .رئيس دانشگاه ها . وزرای دفاع . داخله . مالیه . امنیت . شهر سازی  انکشاف دهات  و در حدود  16 وزارت  خانه دیگر  مربوط به یک ملیت  باشد ایا برای  دیگران  در کابینه  27-28 عضوی  که رای 16 نفر رای اکثریت  است چگونه دیگر وزرای دیگر ان  اظهار نظر نموده و نظرش را از تصویب  جلسه بگذراند؟

در حالیکه  بسیاری از وزرا  از لحاظ  بیو لوژیک  و ساختار فزیکی  مربوط  ملیت های تحت ستم  است  ولی از لحاظ  ایدو لوژیک  بینش های  سیاسی و اجتماعی  به شکل دقیق  مورد تجربه  و تحلیل  قرار گرفته و به نوعی  دنباله  رو   و یا  افراد پیسیف  و غیر فعال  بدون کدام باور سیاسی  بوده و فقط زنجیره  کار یک وزارت  خانه را بدوش میکشد  و دیگر ارزش و اعتبار حقوقی ندارد این وضعیت در حالی ادامه دارد  که نمایده ابر قدرت حاکم  بر جهان نیز از این ملیت بوده  و خلیلزاد نه تنها  مقام سفارت  ان کشور را  از لحاظ رسمی به عهده  دارد  بلکه در سطح بین المللی  نماینده گی سیاسی  افغانستان را نیز  عهده دار است  و از این نماینده گی  و روابط میتوان نتیجه گرفت  که اگر در گذشته  مهار امور سیاسی و نظامی افغانستان  توسط یک فرد خارجی کنتول و کار گردانی  میگردید  این بار ملیت معین  که در گذشته  طبقات حاکم ان  بدنبال قدرت  های خارجی یدک  شده بود  حال قدرت های خارج ی را  اداره و رهبری  نموده و منافع قومی  خود را  روی ان ها تطبیق نموده و ان را در مصاف با ملیت های دیگر در خدمت خود گرفته است .

|+| نوشته شده توسط بسم الله ایازی در یکشنبه یازدهم دی 1384 | موضوع: سیاسی
 نظراستاد يقين خان پاراچناری قسمت دوم

نظراستاد يقين خان  پاراچناری قسمت دوم

 

 

وی مینویسد (غلام نبی خان  پسر غلام حیدر خان چرخی سفیر سابقه امان الله  در دولت روسیه  در رسید  فورا لشکر سید حسین را از چهاونی دهدادی شکست داده کشیدند  او در چهاونی دهدادی بودند  موازی هژده صد نفر  از مردم ترکمان بسر کرده گی  غلام نبی خان پسر غلام حیدر خان چرخی لهو گرد سفیر سابقه امان الله  در دولت روسیه  در رسید  فورا لشکر سید حسین را از چهاونی دهدادی شکست داده کشیدند  خود غلام نبی خان  در مزار  فیض اثار رسیده سید حسین از ترس جان  خود راه چاره خود را گم کرده  بر اسپ چپه سوار شده خود را تا قاشقر غان  رسانید  و از نفری(لشکر)خود خبر نداشت  که در کجا ماندند  و یا کشته شدند  خبر به رئیس تنظیمه  خواجه میر علم رسید که فورا همراه لشکر خود برسد  ور نه مزار شریف از دست رفته  کابل را هم مالک نمیشویم  خواجه میر علم  فوج را از ایبک کوچ داد  در حضرت سلطان در رسید  غلام نبی خان از مزار شریف خود را تاشقرغان رساتید  سید حسین پا در گریز  کرده از راهی  که امده بود  واپس در خان اباد قطغن ارام گرفت مقدمه(جنگ)بین غلام نبی خان  همراه خواجه میر علم نامدار(.....)شروع گردید در یک شب وروز چهار هزار نفر  از خواجه میر علم به قتل رسید  تخمینا....و چهار هزار  دیگر چیزی مفرور کابل گردیدند  و چیزی دستگیر در محبس خانه غلام نبی خان  اسیر شدند  و بونه های شان به غارت بردند  خواجه صاحب میر علم خان  اسپ چهار گز خود را  سوار شده  پای گریز از شغال قرص کرده  منزل چهار روزه  بلکه زیاده را به دوشب یک روز خود را در پهلوی عیال  جانان  خود رسانید  و در غار روباه در امد  نفس نفس خود را غنیمت شمردند  پسر سقا سه روز از گریختن  خواجه صاحب اطلاع نداشت(تا)  وقتی که از سید حسن خط برای بچه سقا رسید  که خواجه میر علم شکست فاحش نموده(خورده)و لشکر خود را به باد فنا داد ه به رسیدن خط هذا  زیر حراست به حضور خود روانه دارید  که بدون قتل چاره  برای میر علم نیست پسر سقا  از کیفیت خواجه میر علم  از مر قومی  سید حسین  مطلع گردید بوجود خود  پسر سقاو از کابل   به سرای خواجه  در خانه خواجه نامدار تشریف فرما گردید از(.....)مادر کلان خود به بی حرمتی کلان کشید و ریش و سبیل مذکور را کند  بی ریش مانند بچه ده ساله  بحضور  سید حسین بطرف قطغن  زمین روانه نمود  چونکه در خدمت سید حسین شرف یاب حضور گردید  دشنام بسیار برای مذکور دادند

اخر گفت که اگر من  از قتل  تو به پیش  خود به بچه سقا نوشته نمیکردم  ترا در سرای خود چار ماری میکرد  چنانچه دم به خود را غنیمت دانسته  پس مانده مارا خورده  شکر ایزد متعال بجا اورده باش  بعد از ان در وجود خواجه میر علم  رمق حیات پیدا گردید  و زنده شد  غلام نبی خان  مردمان و کلانتران شهر مزار شریف را تسلی داد کار های حکومتی را اجرا میکرد  که از طرف روس در وقتی عصر جواز در رسید  و کاغذ ها را در دارالاماره  مزار شریف انداخت  غلام نبی خان بیان بلشویک را ملاحظه کرد در ممانعت مقدمه(جنگ)تحریر نموده بود ه و نوشته بود  که با رسین فرمان هذا  اجازه شب گذراندن برای تان نیست  معه اسباب  سر کاری  لشکر خود واپس ائید(ارید) غلام نبی خان بعد در ظلمت شب کوچ کرده و برفت  و علی الصباح مردم شهر دیدند که جای هست و جولانیست  متحیر گردیدند  که در هوا رفتن یا در زمین"   کسی به احوال رفتن شان ندانست  خوشخبران به چالاکی و چابکی  برای سید حسین شمشیر اطلاع دادند  که طالع تان در ترقی و تزائید است  غلام  نبی خود بسر ملک را رها کرده  به تعجیل  عام خود را در مزار فیض اثار(مزار شریف) برسانید که کار های حکومتی معطل مانده است  سید حسین در رخت های خود جای نمیشد  فورا خود را در مزار شریف رسانید  به جمع اوری خزانه بر افزود و مردم  ناقلین هزاره بادیه نشین گردیدند  همراه ترکمان در جدال بودند  و سید حسین هر چند در ارام شدن شان کوشش میکرد ند  لا کن نمیتوانست(ارام کند)قتل عظیم فی مابین شان واقع گردید  از زبان راوی که  شامل مقمه بود(جنگ)بود  گریان کرده گفت  که جوانان شمشیری  و جوانان مردان مایان هزاره  ناقلین در دشت های دورو دراز ترکستان افتاده اند  شصت هزار ناقلین مایان به قتل رسیده  که گور و کفن نیافت  و از مردم ترکستان  هم هذا القیاس ...بعد از این  به مایان قوم(به قوم ما)زنده گی حرامست  شیون ناقلین در کل هزاره جات مشتهر  گردید زهره  غیرت هزاره طایفه(طایفه هزاره) در شورش افتاد  کوتل سفید خاک بالای سر چشمه را محکم بندی کرده  سنگر ها را استوار کردند  راه رفت و امد را مسدود نمودند پسر سقاو  مجید جرنیل را  همراه قشون به چوکی ارغندی  روانه نمودند  مردم وردک به سر کرده گی اعظم دزد هم همراه سقاویان اتفاق نمودند مردم وردک به سر کرده گی عبدالکریم خان وردک  همراه مردم هزاره  متفق گردیدند مقدمه(جنگ)بر پا نمودند خانه کوچ های وردک به وطن هزاره کوچیدند  از سر چشمه که لشکر سقاوی پیش دستی نموده بودند  شکست دادند  و افسران سقاوی را انگشت نما به بقتل رسیدند  شهباز کرنیل قوم خروتی و خانگل جرنیل تاجکه را از دار دنیا به دار فنا واصل نمودند  و سپاهی را بی حساب  مقتول گردانید حمله شان به کابل میرسید مگر ادعا طلب پادشاهی کسی را نبود(منظوراز بین هزاره هااست) واپس در سنگر خود مراجعت کردند  18 نفر از مردم هزاره بقتل رسیند  نواسه شاه نور سید محمد خان سر کرده هزاره بود   از (در)وقتی امیر حبیب الله خان  سید محمد خان  دزد و ترار بود(اینها در تاریخ چنین بوده و استند ب) تن دهی اعظم دزد میدانی(منظور وردک)و بچه سقاوو سید حسین را نداشتند و خود  را از ایشان بالاتر میگرفت  حال در فوج محمد نادر خان نائب سالار مقرر است  و شانزده هزار از قوم خود را در ملازمت دولت  محمد نادر خان داده  ملازمت دارد  امروز دولت افغانستان  بکمر بستگی  مردم هزاره اباد و بر قرار است  و محمد امین جان  پسر امیر حبیب الله خان اولاد از زن جدیدالاسلام در بین هزاره بود  هر محبوس که در گیر  هزاره می افتاد بحضور سردار محمد امین خان برده  اورا سر میزدند  هر چند پسر سقا  مبالغه بر افزودند مردم هزاره را رعیت کرده نتوانست چون که به قصد مذهبی غلام حبیب خان معه برادرش  باشنده قلعه سفید نی  را شهید نموندد سه چهار لک روپیه مال و اسباب خود شان  و مال و امانت سوداگران  را پسر سقا غارت کرده بود  مردم هزاره تا امدن نادر  خان حفا ظت خود را از شرارت سقاویان نمودند  لاکن  عبدالکریم خان وردک  به امید گرفتن  بیچاره را به قتل رساندند  و میر اخور  احمد علی خان هزاره  ادم مشهور و معروف وقت  خود بود مسکون کابل بود ند  از ضید یت  مذهبی  و سوز مقدمه بدون گناه رعیت  پسر سقا بود  پسر سقا میر اخور احمد علی خان نهیف و نجیب را شربت شهادت چشانید  و عبدالرحمن خان  پسر  دادمحمد خان کلان قوم  شمالی  سقاوی بودند  عوض او میر اخور  احمد علی خان بقتل رسانید  داغ عبدالرحمن  خان بدل  بچه سقا  خال ماند  از هر طرف برای بچه سقا ارامی پیدا شد  لاکن از هرات و میمنه و قندهار .جلال اباد و سمت جنوبی  الا مردم هزاره  همان رنگ ماندند)   یا علی

|+| نوشته شده توسط بسم الله ایازی در یکشنبه یازدهم دی 1384 | موضوع: سیاسی
 نظری استاد یقین خان پارا چناری در مورد بر خورد امیر عبدالرحمن و ..

تاریخی خ ا

از ویبلاگ قبلی من 

 

نظری استاد یقین خان پاراچناری در مورد بر خورد امیر عبدالرحمن

 

خان  با هزاره ها  و مناسبات هزاره ها با سقا زاده کلکانی .

 

مورخین در بار کابل  بر خورد عبدالرحمن  با مردم نورستان را کاملا جلوه از عطوفت انسانی و مذهبی داده امیر را چهره حق به جانب  و از ان مردم زحمت کش به نکوهش یاد کرده اند  یا به گونه ان ترازیدی  انسانی را کوچک نشان داده  که گویا تمام مسایل از طریق سیاسی و مسالمت امیز حل گردیده  و امیر با انها  رویه در خور تقدیر کرده است اما ببینیم استاد یقین  به عنوان  یک ناظر بیطرف خارجی  چه میگوید .

موصوف در کتاب خاطرات سوزان از تحولات افغانستان مینگارد  که( امیر  به طرف کافرستان لشکر کشی به سر کردگی  نائب  سالار سید شاه خان نمودند.در مدت یک سال  کلان های شان را کله منار نمود و دیکران عیال واره وغیره ان را اسیر کرده  دوازده هزار خانه کوچ را یر غمل اورده  در لوگر  زمین و ملک دادند وچیزی ان را در نوکری بر تی نمود  زن های شان کنیز و مادران شان  ملازمان  و در ملک شان ملا ها را مقرر نمود ه نام شان را جدیدالاسلام ماندند  و قریب سی نفر ان را در حرم خود برای خود نگاه نمود  و بچه های مقبول و خوشرنگ را پیش خود غلام بچه گرفته نگاه کردند (نگه داشتند) محمد نعیم خان  غلام بچه قوم ازبک  بد خشی را سر کرده و کمیدان شان مقرر نمود که صفایی و پرورششان کرده باشد (کند)ویراق های طلا دانه  برای شان ترتیب نموده  و به حضور خود  استاد(ایستاد)کرده  به تماشای حسن  شان  زنده گی خود را به سر میبرد)

و اما در  مورد بر خورد امیر با هزاره ها چنين مینویسد.

(بعد از فارغ شدن کافر سرخ رخ  خود را بطرف هزاره جات نمود  که هزاره بیچاره نداشت چاره-به تعصب مذهبی قتل عام کردند  و زن های شان را اسیر کرده  به پنج و شش روپیه  فروخته کنیز های خانه مردم نمودند و اسیر های مردانه شان  در شب دو صد دو صد  نفر در پشته  شیر پورچاه  امیر شیر علی خان  که برای اب کنده بود  سر های شان را بریده  چسد های شان سرنگون چاه میکردند  و ملک (مناطق) دایه فولاد  دایه چوپان و گیزاب و غیره ملک های شان را به مردم کوچی غلجی دادند  که تا حال در قبضه و تصرف شان است )موصوف در مورد  رابطه  بچه سقاو  دهقان زاده کلکانی  که تاریخ را به مبارزه طلبید  با هزاره ها  چنین مینگارد

(بچه سقاو که از اصل مادرش هزاره  و پدرش کلکانی  ادمی بی ننگ بود  و نام و قومیت هم نداشت  مگر تاجیک میگفتند  که از قوم تاجکه میباشد   و پدر بچه سقا عمر خود را به سقاوی گذشتانده بود}

 هکذا در باره  مشوره  بچه سقا با حضرت شور بازار (گل اقا)در مورد تسلیمی سلطنت  به عنایت الله  برادر امان الله  خان  مینویسد 

(پسر سقا همراه گل اقا  وبرادرانش مشورت و شورا نمود ه پسند نمود  که من ادمی غریبی  و بی قوم (استم) مردم افغانستان  به پادشاهی قبول نمی کند لایق است که عنایت الله خان در امارت  قایم و مستقر باشد  حضرت اغایی گل  و برادرش گفت  که تو ادم سارق و  گله بان و چوپان بودی  امروز خداوند عالم به تو دیده و امیر شدی  و نفری را به قتل رساندی  حال دولت به دست امده  را به خوراک همان کافر بی دین گرگ گزین میدهی؟ چی امان الله و چی عنایت الله  هم از همان نسل  و از همان  پدر و نبیره  میباشد  اگر پنج روز بعد  که مستقل تخت خود بر قرار گردید تخم تو  و مردم سمت شمالی در قطی عطار  برای دوا خواهد ماند نه والله" بهتر اینست  که از قوم محمد زایی کسی تخت نشین نباشد )

مذکور در مورد هزاره ها با دولت سقاوی مینویسد  که

(بچه سقا  چغل خان هزاره  ساکن  ده (قريه) هزاره های کوهستان  را نایب الحکومه  کوهستانات  وچاریکار  و جبل السراج مقرر نمود همچنان وی از تفرقه  درونی سپاه امان الله و تعصب مذهبی  مردم سلیمان خیل نسبت به هزاره ها  و تعصب پر دل خان  سپه سالار  بچه سقا چنین یاد مینماید

(در این موقع  مقدمه  اقوام  سلیمان خیل  نفری  بسیار در شهر  غزنین  به خدمت  پر دل خان سپه سالار  حضوری شدند  که کارتوس(اسلحه) به ما ها داده شود  با امان الله  مقدمه(جنگ) میکنیم  چنانچه امروز  قصد گرفتن است  که ما ها همراه هزاره  بضدیت مذهبی اسخوان بری داریم  پردل دهقان  پاده وان چشم از  نمک پادشاهی  امان الله پوشیده  به مردم سلیمان خیل کارتوس  (اسلحه) داده  در پشته  بهلول مقدمه رخ نمودند  چونگه مقدمه(منظور ازجنگ) شدید  واقع شد  تخمینا چهار صد نفر از هزاره ها و و تخمینا پنجصد نفر  از مردم سلیمان خیل به قتل رسیدند  مردم هزاره از اتمام کارتوس(منظور نویسنده از اسلحه میباشد ) مجبور شده شکست خوردند )

موصوف  زیری عنوان  حالات سید حسین  نائب سالار  سقاوی  از تفریقه درونی  هزاره ها  که قسما از  بچه سقا و اکثر امان الله  حمایه مینمودند  چنین یاد نموده است

(چونکه سید حسین  از کابل  همرای نفری  بیکران و توب وخزانه  وجبه خانه و پول ها از کابل بطرف  ترکستان مراجعت کرد  از راه دره پنجشر  وکوتل خاواک  گزشته در نهرین  در علاقه  قطفن نزول نمودند  مردمان هزاره  و افغانان (پشتون ها)کوچی قندهاری و غیره اقوام اتفاق نموده علیه سید حسین  مقدمه ها(جنگ ها} بر پا نمود ند بعد از مقدمه ها ی شدید  چونکه از یراق ورس تفنگ ها  مجبور گشته  مردمان قطفن زمینی  شکست  خوردند)

بعد از چند روز  این مقدمه(جنگ) را بدینگونه توضیح میدهد 

( در مابین  ابدان  میر علم  مقدمه(جنگ) شروع گردید  در حد رباط  بر قکنگ قتل شدید  واقع شد  سید حسین را شکست داد واپس به  در خان اباد امد و از کابل مدد خواست  پسر سقا سر شته (کلمه هزاره گی به معنایی تصمیم )نفری (منظور از لشکر) را نمود به بسر کرده گی  پیر خویی هزاره نفری(لشکر)را روانه نمود  بعد از رسیدن قوا  برای  سید حسن  میان قوای موصوف  ومخالفین  که ان ها هم  اکثر هزاره بودند  جنگ شدید در ناحیه تاشقر غان  در میگیرد ) بیبینیم یقین خان ان معرکه را  با زبان  خاص خود چگونه شرح میدهد

(در تاج قر غان  مقدمه(جنگ)  شدید نمود  و نفری زیاد به قتل رسید  شهر تاج قرغان  و رباط نایب  اباد از نفر سقاوی  و نا قلین از حد بیشمار  به قتل رسیده  که استخوان های شان  تا صد  سال  افتاده  باشد  کسی  علاج دفن شان کرده نتوانست  سپس جنگ در منطقه دشت  شادیان میان  هزاره ها  و قوای سقاوی  ادامه می یابد )

 یقین خان مینویسد( که  سید حسین در تخت وبخت  مزار فیض اثار قرار گرفت  مردم هزاره جمع اوری خود را کرده  و مردم ترکمن هم مدد گار با دست باز تر  عمل کرده  هم مددکار سید حسین شده مقدمه(جنگ)شروع گردید  مردم از بک  طرفدار هزاره و نافلین  گردیده  در زدن کندن  خودها گرفتار شدند  اخرالامر  هزاره ها  و ناقلین غالب شده  سقاویان را شکست فاحش داده  و سید حسین  در تاشقر غان فرار نمودند سپس موصوف از کابل کمک خواسته  و بعد از  رسیدن کمک  بار دیگر جنگ  اغاز می گزدد ) یقین خان در ان باره مینویسد  که(مردم هزاره  و ناقلین باز در دشت شادیان  به میدان خدا وراستی  بر امدند  سید حسین از تاشقرغان فورا خودرا به مزار رسانید  و مقدمه(جنگ شروع شد چون مردم هزاره و ناقلین در گیر سید حسین بودند  در رخت های او تیل انداخته  در میدان میسوختاند  و اکر سقاویان  در گیر مردم هزاره و ناقلین می افتاد  ان را هم به همین منوال مینمودند در این و ضعیت است که  که غلام نبی خان چرخی  از مسکو به حمایه امان الله خان  تجهیر  گردیده  ووارد مزار میگردد

|+| نوشته شده توسط بسم الله ایازی در یکشنبه یازدهم دی 1384 | موضوع: سیاسی
 
 از ویبلاگ قبلی من

حامد کرزی چگونه رئيس جمهور اوغانستان مقرر ميگردد در اين مورد لازم است اندک موضوع را قبل از يازده سبتامبر به بحث بگيريم

مطابق مندرجات مطبوعات انگلیس فرانسه ایالات متحده و هندوستان ورسانه های جمعی امریکا به گونه منظم قبل از11 سبتمبر 2001 غرض حفظ منافع سیاسی و اقتصادی ایالات متحده برای تهاجم به افغانستان ذهنیت سازی مینمود در بعضی از این مناطق گذارشات احتمال حمله در جریان ماه جولای 2001 موجود بود ورنه حملات قبل از اکتبر همان سال و بیش از موسم سرما و برف باری یک امر جدی تلقی میگردید اگر به کذشته بر گردیم بعد ار سال 1991 وشکست عراق  در خلیج ,نیوزویک خبر داده بود که امریکایها در صدد تدارک عملیات جنگی غرض زخایر عظیم نفت در اسیای میانه می باشد همچنین امکان عملیات در باکو وسواحل بحیره کسبین که حد اقل برای یکصد سال هم نفت ان ضروریات سرمایداری استعماری را باسخ میدهد ممکن بود.

هدف ان بود تا امریکا با کنترول ترکمنستان فزاقستان و اذر بایجان مشکل تامین انرژی را از ساحه خلیج که منطقه بحران خیز است رفع نماید امریکایها برای کنترول وانتقال نفت و گاز این مناطق غنی مسیرهای مختلف از جمله مسیر گرجستان اذزبایجان وترکیه را در بحیره مدیترانه ودر شرق مسیر قزاقستان چین به بحیره ارام واز مسیر جنوب ترکمنستان وافغانستان وپاکستان را در مناطق مورد نظر ارزیابی کردند برای چانه زنی کمپنی های مختلف در لیست گرفته شده بود اما در مسیر افغانستان تکمیل خط پایپ لاین توسط یونو کال دنبال میگردید به کمپنی مذکور وظیفه داده شده بود تا با رژیم طالبان مقدمات کارش را زمینه سازی نماید ولی مذاکرات بعد از سال 1998 وجریان بمب گذاری در سفارت امریکا در تانزانیا کینیا متوقف ساخته شد زیرا امریکایها مطمین بودند که این حرکت کار اسامه بن لادن است که در افغانستان قرارگاه سیاسی نظامی ساخته است از همان سبب در برج اگست همان سال موشک های کروز به منطقه جنوب افغانستان جایکه فکر میشد اسامه بن لادن کمپ های اموزشی ساخته صورت گرفت به تعقیب ان فشار بر گروه طالبان افزایش یافت مطابق گذارش واشنگتن پست اداره کلنتن با دولت نواز شریف در سال 2000 به توافق رسیده بود تا در یک عملیات مشترک اسامه بن لادن را از پا در اورد

 در عملیات کار تدارکات امکانات تخنیکی وظیفه امریکایها وپرسونل نظامی کار پاکیستانیها بود مطابق ان گذارش تیم کوماندوهای پاکیستانی در اکتبر سال 1999 اماده عمل ساخته شده بود پلان ان حمله بعد از کودتای نظامی در 12 اکتبر 1999 کنار گذاشته شد چون مشرف به ان حرکت توافق نکرد لذاامریکا به دیپلماسی چسپیده و از طریق سازمان ملل کوشید تا اسامه بن لادن را بدست اوردبزودی امریکایها نقشه دیگر را تعقیب کردندبه قول وال استریت ژورنال گذارش مک فارلین مشاور امنیت ملی دوره ریگان امریکایها توسط دوشرکت تربیوی بنام جوزوف وجیمیز پروزه تربیه تیم های جنگی ضد طالبان را بدست گرفت تا با استفاده از مهاجرین افغانی در پاکستان این حرکت را جنبه عملی بخشد مدیریت این تیم به عهده عبدالحق یکی از قوماندانان معروف جنوب شرق قرار داشت مک فارلین غرض تدارکات ان کمپاین نظامی در سال2001 همرته با عبدالحق و پتر تامسن به تاجکستان سفر کرد تا احمد شاه مسعود را با خود هماهنگ سازند

در اواسط ماه اگست سال مذکور عبدالحق پلان خود را در پاکستان اماده عمل ساخته بود او در پشاور پاکستان برای تدارک نهای عملیات کار میکرد درین جریان مذاکره با طالبان در واقع غرض اغفال انان توسط جیمیز ریجی به نماینده گی از شرکت دلتا اویل که در عربستان سعودی مر کز داشت و توسط شرکت های ارجیتینی کنتول میشد ادامه یافت

اداره سیا که پلان جنگ سری خودرا در جنوب میان قبایل پشتون علیه طالبان به پیش میبرد نسبت به پروزه مک فارمین عبدالحق توجه جدی نداشت و مصروف کار با روسا وجنگ سالاران جنوب افغانستان بود اداره بوش بعد ها پلان عملیات محدود کشتن و یا ربودن اسامه را به پلان وسیع بر اندازی طالبان مبدل کردند موسسه جین در 15 مارچ 2001 گذارش داد که اداره بوش با روسیه ایران و هند مصروف یک تدارک وسیع علیه طالبان است در ضمن اداره جدیدی روابطش را با اتحاد شمال نزدیک ساخته وامکانات لوژیستيکی و اطلاعاتی در اختیار ان ها قرار میداد

 به تعقیب ان قصر سفید بتاریخ 12 می همان سال زلمی خلیلزاد را به مثابه یکی از بومیان تعلیم یافته افغانستان به حيث مشاور رئیس جمهور بوش در امور شرق اسیا بر گزید موصوف یکی از مامورین با سابقه در اداره پدر بوش وریگان بود ولی بعد از ترک کار با انها توسط شرکت یونو کال استخدام گردیده بود اساس عملیات ضد طالبان بعد از دیدار پاول ایوانف وجاسوانت سنگه وزرای خارجه امریکا روسیه وهند در واشنگتن اتخاذ گردید ه بود از همان سبب ولادیمیر پوتین در ماه جون همان سال در جریان جلسه کنفدراسیون کشورهای مستقل امکان حمله به طالبان را قریب الوقوع ومحتمل دانست

 11 سپتامبر سبب شد تا انگیزه مشروعیت مداخله برای امریکا یها از لحاظ افکار جهانی مساعد گردیده و امریکا علنا یکه تاز میدان شود

بتاریخ 18 جورج ارنی خبرنگار بی بی سی از قول یکی از مقامات بلند پایه دولت پاکستان که در جریان عملیات قرار داشت گفت که هر گاه رژیم طالبان اسامه را تسلیم ندهد عملیات کاملا جدی است

نویسنده گان کتاب حقیقت ممنوع چین چارولز وکلام دیسک افشاگری های بیشتری نموده و مینویسد که اگر رزیم طالبان اسامه را را تحویل می داد امریکایها علی رغم اتهام تقویه و حمایه از تروریسم ان را به رسمیت میشناخت انها نظر میدهد که بعد از رد در خواست تسلیم اسامه بن لادن از طالبان امریکا یها موضوع انرژی و نفت را کنار گذاشته و با پوشش دفاع از امنیت ملی اش وارد کا زار گردید ورنه امریکایها تا ان زمان دوست داشتند ثبات رزیم طالبان را غرض عبور پایپ لاین تقویه و انرا به حیث یکی از رژیم های با ثبات اسیای میانه مبدل سازند

بنا امریکا ها پلان عملیات جنگی را قبلا کاملا بر نامه ریزی وفقط منتظر انگیزه جدی برای اقناع جامعه جهانی بود این انگیزه روانی وگویا حق بجانب با عملیات 11 سپتامبر وحملات به ساختمان های مرکز تجارت جهانی خود به خود ایجاد گردید11 سپتامبر عملیات مبارزه بر ضد تروریسم القاعده و طالبان رادر افکار جامعه جهانی مشروعیت بخشید بنا امریکایها با اطمنان به در صدد یافتن مهره جدید سیاسی بجای ملا عمر در افغانستان گردیدند از همان سبب است که باب ودوارد در کتاب بوش در جنگ از اینتخاب این مهره میان قبایل پشتون در جلسه کاخ سفید چنین پرده بر داری مینماید

رمز فیلد وزیر دفاع اداره بوش پرسید ما رابطه خود را در جنوب افغانستان چگونه بر قرار نمائیم ج.ر.ج تینیپت ریئس سی-ای-ای...بر یک رهبر کوچک پشتون مراجعه داد که با سی-ای-ای رابطه داشت او حامد کرزی بود کرزی تعلیم یافتهانگلستان{هندوستان}ودارای عمر 44 واز منطقه ترینکوت میباشد تینت علاوه کرد در ترین کوت یک تیم ضربتی سی-ای-ای پیاده شده میتواند و در منطقه کرزی سامان الات جنگی ذخیره و پیاده شده میتواند

بر مبنای ان روابط پیشین با سی-ای-ای است که حامد کرزی از کویطه پاکستان توسط هلیگپتر های جنگی و اکمالاتی امریکای بر منطقه ارزگان منتقل یافته و از لحاذ سیاسی در جلسه بن که ستار سیرت ازبک تبار از لهاذ سلاحیت کاری وويژگیهای مختلف دیگر به حیث ریئس بعد از طالبان انتخاب گردیده بود در جریان یک سناریو سر همبندی شده توسط امریکایها پس گردیده و حامد کرزی به جای ان رئیس اداره وقت و بعد ها در جریان سناریو های لویه جرگه وغیره بالاخره با یک تقلب دستبرد قبلا سازمان دهی شده و عریان در انتخابات 18 میزان 1383 برایش از لحاذ حقوقی مشروعیت 5 ساله کسب و سرهمبندی گردیده و رئیس جمهور اوغانستان میگردد .

|+| نوشته شده توسط بسم الله ایازی در یکشنبه یازدهم دی 1384 | موضوع: سیاسی
 نظری بر دو بیتی های عامیانه هزارگی
از ویبلاگ قبلی من

فرهنگ ازره گی خو ره حفظ کنی

ادبيات شفاهي يافولكلوريك ميراث گانبهايست كه از گزشته گان بما رسيده است

ادبيات شفاهي يافولكلوريك درحقيقت روح آزاد سركش مردمي است كه آرمان ها عشقها  آرزوها وحماسه آفرينيها پيروزي ها شكست ها ونكته هاي ظريف وپند آميز را درقالب هاي چستانها افسانها ودوبيتي ها وضرب المثلها ريخته وادبيات جاودانه،شيرين وماندهگاري را آفريده اند

هزاره هانيز بابيان آن ارثيه گرانبهاي تاريخي  ازكوهپايه ها واعماق روستا هاي دور افتاده شان كه دست هاي ستم سياسي تاريخي آن ها را به آن حواشي رانده اند شادي،سروده ها،واندوه نامهاي دروني شانرا را در آن قالب به يادگار گذاشته اند

يابيان ديگر ادبيات شفاهي يافولكلوريك هزاره ها زمزمه هاي ازتبارز آلام ومرارت ستم تاريخي است كه عقده هاي دروني وآلام  روحي آنان را نسل به نسل،سينه به سينه ،ودهان به دهان به سينه تاريخ سپرده كه  با آن زمزمهاي دل اوضاع اجتماعي،سياسي،فرهنگي وشرايط محيط زيست شانرا به توصيف گزفته است در اين قسمت بعضي از سروده هارا كه يقينا  در اساس غم نامه  ازبرده گان به فروش رفته هزاره است در اين جا به مثابه يادگار  از ستم سياسي حاكم بر اين جامعه،خدمت دوستان وخواننده گان عزيز تقديم ميگردد.

چو بخت من سياهي اي شب اي شب    نداري صبحگاهي اي شب اي شب 
از اين بخت بد كم طالع من                 تو هم در اشتباهي اي شب اي شب
مسلمانا مسلمان زاده ام من        به دست كافران  افتاده ام    من
به دست كافران نا مسلمان          ده اي دور دست ها افتاده ام من

مسلمانا دلم درياست امشب        دلم   رفته  و   نا  پيداست  امشب
به زيري چشم من گندم بكاريد        كه آب چشم من درياست  امشب
اگر آهي كشم  افلاك   سوزد          درودشت  وبيابان  پاك  سوزد
اگر آهي كشم از گوشه    دل         يقين دانم  گلي  نمناك  سوزد
مرا ني سر ني سامان آفريدند        پريشانم    پريشان   آ فر يد ند
پريشان خاطران رفتند در خاك         مرا   از   خاك   ايشان  آفريد ند
هزاران غم به دل اندوخته ام من      هزار آتش به دل فروخته  ام من
 به يك آهي كه من از دل بر آرم       هزاران مدعي را سوخته ام  من
عزيزم  بر  دلم   از غم     غباره        هميشه اين دلم با  غم   دچاره
دل من نامه شادي    ند ا ر ه         خرا  بي ميل  آبادي    ند ا ر ه
  غم غم همدم غم ،موسم غم         ز دست محنت وغم ديده پر نم
اميدم رفت روزم رفت وشب رفت       فتاد از ديده گان اشكم چو شبنم
زمانه  باز  در   جنگه     هميشه       دلم  چون  دامنت  تنگه  هميشه
هم موگيه همان  جاي كه سنگه      به  پاي  آدمي  سنگه    هميشه
 نه شد عالم  بكام  اين  دل   ما        نه شد جز غصه وغم حاصيل ما
خداوندا تو بهتر ميتواني                 بكن   باز    اين   گره   مشكل ما
به يار جانم كنم يك  خط     روانه        شما  رايي كنيد  احوال  خا  نه
شما   يارو  رفيقا  زنده  باشيد          از  ما  مانده  د  زندان  آب  دانه
 قفس     تنگه   نميتانم   پريده           وطن  دوره  نميتانم   رسيد ه
خداوندا  وطن  پا ينده    با  شه         نگار  نازك  من  زند ه  با   شه
 خداوندا كه كابل جان را  ديدوم         چپه  دوربي  بله  زند انه د  يدوم
 چپه  دوربي بله زندان چه باشه        منه  شي   روي   دلبر جانه ديدوم 
                دو دو بيتي هم از مقاومت هزاره ها عليه اشغالگران خارجي
خبر چه از   سوي   كابل   اماده         د نا و ه  پوج  پرنگي ا ماده
جوانو جمع شده  موره د   غزني          غزا رفتو پسي قومي اماده
رسيدوم  بر  سزي   كو تل   تيره         كه موتر دم به دم گرديز موره
 كه موتر دم به دم از   راه   ارگون         ده  جنگ  مردم  انگريز  موره
                              
عاشقانه
 هوا گرمه كه مغز سر موجوشه          شيرين بند دل مه گاو مدوشه
ددل گفتم كه يك بوسه بگيرو  م          دلب خنديد كه گوساله مو چوشه
  بلي واسكت خو روپي جيل موكوني     مونه ديده خوده كيل كيل  موكوني
 مونه ديده با سه صد ناز و نخره              خوده كيل كيل منه آغيل موكوني 
  خاتو بگيروم خاتوي خيالي بگيروم         خاتوي  خيالي   از دايزنگي   بگيروم
خاتوي خيالي از دايزنگي چه بشه         ايزار  توب   توب   پنجاوي      بگيروم
 خدايا كاشكي سال تير ماموشودي       ماه   چارده   از   ييلاق   تا موشودي
كه دير شده نديدوم    ماه   خود  را       كه    ماه   ده   و   چار  پيدا موشودي
سري      كوتل    كشميره خدايا          دو پاي   داروم   د  زنجيره     خدايا
 دو پاي داروم د زنجيري خسر خيل         خسر  خيلاي  مه  كافره      خدايا
 دو چشمان سياهت كس نداره            دو ابروي مثل ماهت كس نداره
بيدي يك بوسه از كنجي لب خود           از   ملا   پرسيدوم   گناه   نداره 
   امو     بيه   تياغه   ما بليخور            امو     اونگه    چراغه   ما  بليخور
 بيه تياغ اونگه چراغ  چه   بشه             امو    پخچي    دماغه   ما بليخور
                          
   يك سه بيتي هم از مه
اليگو بيد   هزارستو     بوري   مو          هزارستو   قديت   خوردو  بوري مو
هزارستو  قديت  خوردو  چه   بشه           نان بوته و قورتي خوردو بوري   مو
نان بوته و قورتي   خوردو   ره   خيره        گوشه ديوال پيتو كيدو   بوري    مو  

|+| نوشته شده توسط بسم الله ایازی در یکشنبه یازدهم دی 1384 | موضوع: سیاسی
 من از بیگانگان هر گز ننالم
        من ار بيگانگان هر گز ننالم        که با من هر چه کرد ان اشنا کرد

اينك در يكي از بزرگترين بهران سياسي كشور مان قرار داريم اگر درطولي تاريخ مظلوم بوده ايم اگر در طول تاريخ دچار شكست هاي سياسي واجتماعي شده ايم، واگر هزاره بودن ماجرم بوده ايم ازحقارت ومظلوميت گذاشته هاي مانبوده است بلكه دست هي آلوده منافقين بوده است كه همواره در طول تاريخ مردم مارا دچار شكست  هاي سياسي واجتماعي نموده  اند .

مردم ما غيرت وفداكاريهاي بزرگي در طول تاريخ  بجاگذاشته اند  كورش هخامنشي با آن قدرت وبزرگي اش در خاك هزارستان شكست ميخورد عرب ها سه مرتبه ذر خاك هزارستان شكست ميخورد،تيمور لنگ  بنيان گذار خانواده تيموريان در مقابل هزارستان شكست ميخورد اسكندر مقدونی جهان رافتح ميكند امادر مقابل هزاره هاشكست ميخورد شكست  اسكندر مقدوني در باميان تمثيلي شده  است براي فارسي زبانان, بي پير مرو به خرابات اگر اسكندر جهان شوی .

زماني كه انگلس ها در افغانستان حمله مينمايد واين ابرقدرت بزرگ ميخواهد افغانستان را زيري اشغال خويش در آورد وعبدالرحمن جابر را  دست نشانده خویش مقرر مينمايد همه مليت هاي افغانستان می پزيرد اما هزاره ها  هفت سال عليه اين مزدور دست نشانده مبارزه مينمايد وهيچگاه نمي خواستند كه هزارستان كبير زيري سلطه بيگانگان قرار بگيرد.

در  دوران مقاومت سه ساله  خودهزاره ها در غرب كابل شكست نميخوردند مسعود و سياف هيچگاه  نمي توانست حركت مردمي هزاره ها به شكست مواجه كند غرب كابل هيچگاه زيزي اسارت يگران قرار نمي گرفت  مگر زماني كه دشمنان در بين مردم ما  نفوذ كردند .

جاويد،انوري ،وسيد هادي  باخنجري سياف وبراي آرمان وهابيت مردم ما راكشتند،

اكبري ،محسني وكاظمي باخنجري مسعود وبراي آرمان ومنافع سياسي مسعود مردم ماراكشتند.

طالبان زمانيكه درافغانستان داخل شدند در تمام مناطق هزارجات به شكست هاي سختي مواجه شدند طالبان هيچگاهي نميتوانستند  دره ها و كوهاي آهنين باميان را تصرف نمايند تاآنكه دربين قوماندانان خود فروش نفوذ كردند وبه آساني توانستند دراكثرنقاط هزاره جات تسلط يابند.

امروز در افغانستان  دربزرگترين بحران سياسي كشور مان قرار داريم د موكراسي،عدالت اجتماعي،وحقوق مليت ها در افغانستان در شعار است نه در عمل،دولت افغانستان ماهيتي قومي دارد وتمام كارهاي اساسي به نفع يك مليت به پيش ميرود،درلويه جرگه قانون اساسي كلمه افغان را بالای ما تحميل نمودنددر حاليكه كلمه افغان به يك قومي خاصي در افغانستان اطلاق ميشود سرود ملی ر ا بزبان پشتو بالاي ما تطبيق نمودنددر حاليكه بيشتر از نصف مردم افغانستان به زبان فارسي صحبت مينمايد،فرد خائين ملت را به حيث باباي ملت  تحميل نمودند دولت انتقالي زشت ترين انسان ها را با نام هزاره به حيث وزير انتخاب كردند كه اين چنين  اشخاص ابرو وحيثيت هزاره ها را لكه دار ميكرد پنجشير جاي  جنگسالاران ديني ومذهبي به يك ولايت ارتقا ميكند اما جاغوري كه مهد علم وفرهنگ است وهم از نگاه نفوس ومساحت لياقت يك ولايت رادارد هيچ توجه صورت نميگيرد درحاليكه چندين مرتبه  مردم با رئس جمهور در اين باره ملاقات كرده اند .داد از حقوق كوچي ها  وكمك به انهازده ميشود در حاليكه كوچي ها يكي از سرمايه درين مردمان افغانستان اند اما به ان انسانهاي كه در مغاره هاي كوهاي سرد باميان زنده گي ميكنند هيچ توجه صورت نميگيرد.

در انتخابات افغانستان شخصيت ما به بي سواد وجنگسالار توجيه ميشوند دركابينه جديدباز هم دولت مسئله سيد وهزاره را تكفيك نمي نمايد،در حقيقت دولت به اصطلاح چشم هاي مردم را سرمه ميكند پست هاي كليدي همه بدست پشتون هاست مگر بشر دوست لياقت پست وزارت داخله وياخارجه راندارد ويا جنرال خداد هزاره لياقت پست وزارت دفاع را ندارد؟

بيانگر اين همه درد ها بايد خود ما باشيم زيرا مائيم كه امروز خواب رفته ايم  در افغانستان داد از دموكراسي عدالت وحقوق مليت ها زده ميشود ورهبران  هركدام براي به قدرت رسيدن مليت خويش تلاش مينمايند اما متاسفانه بعضي از رهبران سياسي ما مليت هاي خويش را فراموش نموده اندوهمواره  به پابوسي كرزي وهمراهان شان مشغول اند اينها براي مسعود گلو پاره ميكنند  قضيه خونين ومصيبت بار افشار را يك سوتفاهم ميخوانند كه اين خود نشاندهنده همان اعمال گذشته ماست كه امروز كرزي بالاي مردم ما تطبيق مينمايد.

من بارها گفته ام و بار ديگر ميگويم كه اين همه مشكلات در ضعف رهبريت هزاره ها است  بعضي از اشخاص خود را درمجامع بين المللي ودر عرصه هاي سياسي به حيث رهبران هزاره معرفي نموده اند كه چنين اشخاص همه فروخته شده اند  وبعضي از شخصيت هاي صادقي  كه واقعا ميخواهند  براي جامعه ما خدمت نمايند اصلا از جانب مقامات در مجامع بين المللي ودر عرصه هاي سياسي راه داداه نميشوندوهمگي قرباني مخالفت با حامد كرزي ورهبريت حزب وحدت ميشونداگر ما واقعا بخواهيم راه پيشرفت خويش را در مجامع بين المللي ودرعرصه هاي سياسي هموار نمائيم اولتر از همه بايد  جامعه را از شر اشخاصي  كه خود را در قالب رهبريت هزاره ها محكم نموده اند خلاص نمائيم در قدم دوم شخصيت هاي بر جسته را كه واقعان براي مردم خدمت مينمايد كمك وپشتباني نمائيم تاديگر مارك سياسي بيسوادوجنگسالار وغيره  بالاي شان نخورد ودر قدم سوم همگي ما همگام با بزرگان .راه مزاري بزرگ را  تعقيب نمائيم تا به اهداف وآرزوهاي بزرگي شهيدان خويش نايل آئيم.

|+| نوشته شده توسط بسم الله ایازی در یکشنبه یازدهم دی 1384 | موضوع: سیاسی
 يک سيلی ديگر بر رخ اقايان
يک سيلی ديگر بر رخ اقايان

شيعيان در باري يا آقايان خود فروشي كه  در طول چندين سال زيري نام هزاره بدترين جفا ها را  در حق مردم هزاره نمودند اينك باري ديگر سيلي گرم بادارانشان را  به صورت چركين و آلوده شان خوردند.

اين نوكران ورذيلان تاريخي  از روزي كه پا به عرصه وجود نهاده اند تا امروز جز زيري باري رفتن ديگران وخيانت به آرمان هاي ملت  چيزي ديگري را نياموخته اند.

دست داشتن اين منافقين در غرب كابل وتبريك گفتن روز مصيبت بار افشار به بادارانشان ودها عملكرد غير انساني شان عليه مواضع مردم ما چنان زهري را بر دل مردم ما پاشيده   كه هيچگاه مردم وتاريخ ما آن را فراموش نخواهد كرداين خاينان ورذيلان تاريخي براي خوشنودي  بادارا ن شان  همچون سياف مسعود رباني وبخاطري  منصب وچوكي  دولت ننگين رباني,  وغافل از اينكه روزي اين بادارانشان  به حقير ترين  وزشترنام ترين فرد ملت مبدل گردند چنان بوي گند ومتعفن از خود بجا گذاشته اند كه امروز تن آنها را  نه مردم ما ميپزيرند ونه كرزي ونه باداران نيمه جان شان.

 در دوران مقاومت مردم ما عليه گروه طالبان  اينها نه تنها مقاومت نكردند  بلكه  بار ديگر  باگروه طالبان  مخفيانه ارتباط گرفتند وبار ديگر به وطن فروشي و مردم فريبي روي آوردند مهمتر از همه اين نوكران در فكري رهبريت حزب وحدت ومردم هزاره افتادند چنان چه يكي از ياران ديگر اين خاينان با دارودسته خويش واز طرف ايران با تجهيزات كامل وارد باميان شدند كه توسط شيرمردان هزاره تمام اسلحه وپول هاي  شان ضبط وبا هزار خفت وخواري به ايران باز گشت نمودند

در دوران اخير طالبان اين خاينان از حضور آنها نيز طرد شدند واين  ها همچون موشهاي كوهي سوراخ مي پاليدند دراوضاعی قرار داشتند كه نيم تنه شان بيرون ونيم تن ديگر  شان در داخل سوراخ بود وقتي  ميديدند  بيرون امن است  بر مي آمدند و وقتي كه كوچكترين خطري را احساس ميكردند دوباره داخل سوراخ هاي شان ميشدند.

با حملات نيروهاي امريكا ئي وشكست نيروهاي طالبان اينها بار ديگر وارد افغانستان شدند وبار ديگر به فكر  چوكي ومنصب دولتي افتادند  تا آنكه سه  وزارت را بنام هزاره ها از آن خود كردند.

  ودر طولي اين سه سال  اين وزير صاحبان جز سرمايه اندوزي كوچكترين خدمت را براي مردم افغانستان انجام نددادنداينها با چاپلوسي هاي زيادي به اين فكر بودند  كه توانسته انداينبار توجه افغان ملتي ها را به طرف خود جلب  كنندوتلاشهاي  زيادي را براي بقدرت رسانيدن حامد كرزي به خرچ دادند وباري ديگر مواضع خويش را عليه مردم ما  آشكار نمودن وكاملا به اين فكر بودند كه  بار ديگر با  پيروزي حامد كرزي سيمت وزارت هاي گذشته خويش  راحفظ خواهند كرد  اما خلاف  تصورات شان نه تنها كدام منصب و وزارت براي شان داده نه شد بلكه با هزار خفت وخواري از درگاه كرزي و افغان ملتي ها رانده شدند واين سيلي گرمي ديگري بود كه بر چهره نازنين شان اصابت كرد .

در اين كابينه اگر قانوني وفهيم طرد شدند دردي برايشان نيست زيرا 80  فيصد تاجكان را با خوددارد اما واي بر اينها كه ديگر نه راهي ميان مردم دارند نه كسي ديگر در مساجد راه ميدهند نه كسي است كه ديگر مزدوري اينها را برايشان قبول كنند اينها  باشند در كنج خانه خويش  تا بپوسند وياد روز هاي را خواهند آورد كه فرمان ميداد غرب كابل بايد ويران گردد..... هزاره ها نبايد  ديگر صاحبي منصب و رتبه باشد....... وسخنان تحقير اميز شان كه ميگفت...تا هزاره باشد شما سيد ها نبايد به اصطلاح هزاره گي اودست كنيد....كه يكي از سخنان انوري بود...به ياد انروزها خواهند سوخت...سزاي قوروت او جوش

|+| نوشته شده توسط بسم الله ایازی در یکشنبه یازدهم دی 1384 | موضوع: سیاسی
 هفتادو یکمین سالروز شهادت شهید عبدالخالق هزاره را گرامی میداریم
هفتادويکمين سالروزی شهادت شهيد خالق هزاره را گرامی ميداريم
اي جوانان هزاره شاد باش بعد از اين يا مرگ يا آزاد باش
در آنروزگاري كه ابرهاي سياه ظلم وفساد افق نيلگون كشورمارا تاريك ساخته بود وسايه ظلم واستبداد برهزارستان كبير سنگيني ميكرد ازقلب هزارستان از منطقه چهل دختران ارزگان مرد ي برخواست كه سكوت مرگبار سالها ظلم واختناق رادرهم شكست و به شكست مردمي خاتمه دادكه حدود صد سال ماتم،قتل و غارتي هزارستان سوگوار بودند.
اين مردي بزرگ قلب كسي ر ا نشانه گرفت كه حدودصد سال پدران ونياكان پليدش هزاران هزاره را كشته ويا آواره كرده بود وهنوزوجود اين فرزند پليدش كه بايد در دادگاه جناي كشور محاكمه ميشد بر اندام هزارستان سنگيني ميكرد.
خالق شهيددرآنروز درد هزاره بودن راحس كرده بود اودر روزگاري زنده گي ميگرد كه بيشترين تحقير و زشت ترين سخنان از آن هزار ه ها بود .
در روزگاري زنده گي ميكرد حقير ترين ومظلوم ترين مليت هزاره بود .
روزگاري كه هزاره هاهمچون قاچاق مواد مخدر در اين سرزمين زنده گي ميكرد .
گرچه خالق شهيد كوچك وشاگرد مكتب بود اما انديشه بزرگ وي ملتي راسرفراز ساخت.
خالق شهيد باهيچ حزبي هيچ تنظيمي وهيچ سازمان هماهنگ نشد وتنها قلب مستبد نادر را زيري رگبار تفنگچه اش قرارداد واين مرمي درحقيقت خشم هزاران هزاره بود كه در دوره سياه عبدارحمن وپدران اين خاين درارزگان دايچوپان ودايه....... به شهادت رسيده بودند .
اين مرمي آه هزاران آواره ي بود كه باهزاران اشك واندوه خانه وكاشانه ي خويش را ترك و با هزاران رنج ومصیبت رهسپار ديارغربت شده بودند ودرست ان خشم وآه امروز برقلب پليدي نواسه اين خونخواران فرونشست .
خالق شهيد جرقه اميد را در فضاي سياسي كشور تبارز داد ودر آنروز سياه وهولناك صداي بر خواست كه اي هزاره ها تاجك ها پشتون هاو........تخت سلطنت فرو ريخت عبدالخالق هزاره نادر راكشت ونادر به دست نوجوان هزاره به هلاكت رسيد.....
هزاران انسان اين سخن راشنيدند وصدها بار زمزمه نمودند كه آيا جوان هزاره اعليحضرت را به جهنم واصل نمود؟
اما اي دوستان ؛؛؛بيائيد قلب شكاف شده خالق را تماشا كنيم كه چگونه ناجوان مردانه شكافته ميشود چگونه چشمهايش را در مي آورد چگونه گوشهايش را ميبرند وچگونه قلب بزرگ اورا ميشكافد براي عبرت ديگر مليت ها تامبادا باز هم كسي پيداشود وقلب شاه را مورد اصابت گلوله قرار دهد اما خالق شهيد ديگر مرگ برايش مفهومي نداشت مردانه وار به استقبال مرگ رفت مرگ او مرگ يك ملت نبود مرگ او سربلندي وبيداري يك ملت بود مرگ او پيامي بود براي مليونها انسان خواب رفته كه آي مردم اين است سر نوشت جلادان وخونخواران كه بايد سر انجام طعمه مرگ شود.....اين بود سر انجام جلادها كه سر انجام در دادگاهي تاريخي كشور وبدست فرزند صادق كشور به مرگ محكوم شد......... زنده بادنام شهيد خالق كه هميشه نام جاودانه اش درلابلاي تاريخ سرخگون هزارستان شهيد پرور ميدرخشد .
وياد او زنده است تا تباري از نسلي سربداران زنده است....ودرود بر روح پاک همه شهيدان راه ازادي وعدالت هزارستان.
ديروز اگر خالق تناي خو بود دجنگ غير امروز جواناي مو همه خالق دورانه اوماغ بگيري جان نثاريي شهيدونه. ومن الله التوفیق.
|+| نوشته شده توسط بسم الله ایازی در یکشنبه یازدهم دی 1384 | موضوع: سیاسی
 متن فرمان حامد کرزی رئیس جمهور در باره معرفی اعضای کابینه

متن فرمان  محترم ريس جمهور  درباره معرفي اعضاي کابينه .

بسم الرحمين الرحيم
فرمان رئيس جمهور جمهوري اسلامي افغانستان در مورد تعيين وزراي حکومت جمهوري اسلامي افغانستان:
به نام خداوند بزرگ، با آرزوي سعادت مردم افغانستان و ايجاد ادارهء سالم در کشور و به تاسي از ماده 64 قانون اساسي جمهوري اسلامي افغانستان، ذوات آتي را به حيث وزراي کابينه حکومت جمهوري اسلامي افغانستان تعيين و منظور مي نمايم.
1. محترم هدايت امين ارسلا به حيث وزير تجارت و مشاور ارشد رئيس جمهور.
2. محترم دکتر عبدالله عبدالله فرزند غلام محي الدين به حيث وزير امور خارجه.
3. محترم استر جنرال عبدالرحيم وردک فرزند عبدالغني وردک به حيث وزير دفاع ملي.
4. محترم علي احمد جلالي فرزند غلام جيلاني جلالي وزير امور داخله.
5. محترم دکتر زلمي رسول فرزند پوهاند دکتر عبدالقيوم رسول به حيث مشاور امنيت ملي.
6. محترم نور محمد قرقين فرزند محمد قول به حيث وزير معارف.
7. محترم دکتر انور الحق احدي فرزند عبدالحق به حيث وزير ماليه.
8. محترم دکتر مير محمد امين فرهنگ فرزند مير محمد صديق فرهنگ به حيث وزير اقتصاد.
9. الحاج استر جنر ال محمد اسماعيل فرزند مير محمد اسلم به حيث وزير انرژي و آب.
10. محترم عنايت الله قاسمي فرزند احمد علي به حيث وزير ترانسپورت.
11. محترم انجينر امير زي سنگين فرزند امير گل گلشا خيل به حيث وزير مخابرات.
12. محترم انجينر مير محمد صديق فرزند مير غلام سخي به حيث وزير معادن و صنايع.
13. محترم سهراب علي سفري فرزند حاجي سفر محمد به حيث وزير فوايد عامه.
14. محترم انجينر محمد يوسف پشتون به حيث وزير شهر سازي و مسکن.
15. محترم عبدالله رامين فرزند محمد عمر به حيث وزير زراعت و مالداري و مواد غذايي.
16. محترم سرور دانش فرزند محمد علي به حيث وزير عدليه.
17. محترم دکتر سيد امير شاه حسن يار فرزند غلام حسن به حيث وزير تحصيلات عالي و مسلکي.
18. محترم دکتر سيد مخدوم رهين فرزند مير محمد شريف به حيث وزير اطلاعات و فرهنگ.
19. محترم دکتر سيد محمد امين فاطمي فرزند سيد ابرار پاشاه به حيث وزير صحيت عامه.
20. محترم پوهاند نعمت الله شهراني فرزند عبادالله به حيث وزير حج و اوقاف.
21. محترم عبدالکريم براهوي فرزند محمد مبين به حيث وزير سرحدات و اقوام و قبايل.
22. محترمه دکتر مسعوده جلال بنت الحاج طلا محمد به حيث وزير امور زنان.
23. محترم سيد اکرام الدين معصومي فرزند سيد معصوم به حيث وزير کار و امور اجتماعي.
24. محترم دکتر اعظم داد فر فرزند حاجي بابا خان به حيث وزير امور مهاجرين.
25. محترمه صديقه بلخي بنت شهيد اسماعيل بلخي به حيث وزير شهدا و معلولين.
26. محترم محمد حنيف اتمر فرزند محمد آصف وزير انکشاف دهات.
27. محترم انجينر حبيب الله قادري فرزند حاجي احمد قادري به حيث وزير مبارزه عليه مواد مخدر.
28.محترمه امنه افصلی  به حيث وزير امور جوانان.

مي خواهم مراتب سپاس و امتنان خود را از اعضاي کابينهء حکومت انتقالي اسلامي افغانستان که در شرايط دشوار براي تحکيم صلح و ثبات و بازسازي کشور بذل مساعي نموده اند ابراز نمايم. تعهد به آرمان هاي مردم، خدمت به دين و ملت، عدم وابستگي سياسي و قومي، اجراي امور محوله با صداقت و ايمان داري، برخورد مسولانه با بيت المال، جلوگيري سوي استفاده از دارايي ملت، ثبت و اعلام اموال و دارايي ها الي دو هفته، شفافيت پاکي نفس، تقوا، ترجيح منافع و مصالح علياي کشور و تطبيق قانون به حيث دستورالعمل و رهنمود کار وزرا خواهد بود. از بارگاه خداوند متعال توفيق مزيد اعضاي کابينه را در خدمت به مردم افغانستان در تحکيم بيشتر وحدت ملي، باز سازي کشور و تطبيق قانون اساسي کشور، مسئلت مي نمايم. اين فرمان از تاريخ توشيح نافذ و در جريده رسمي نشر گردد

حامد کرزی ريئس جمهوری جمهوری افغانستان..

دوستان که اين وزيران را ميشناسند لطف نموده در قسمت پيام های ديگران معرفی نمايند..تشکر

|+| نوشته شده توسط بسم الله ایازی در یکشنبه یازدهم دی 1384 | موضوع: سیاسی
 تکرار تاریخ
 تکرار تاریخ خ ا

بادنياي از جعل كاري وتقلب انتخابات 18 ميزان به پايان رسيد وبتاريخ 4،11،2004نتيجه نهاي انتخابات نمايشي توسط يكي از اعضاي كميسون مشترك انتخابات <كميسون انتسابي>طور ذيل اعلان گرديد مجموع راي ها 11،35 مليون و,, مجموع راي اجراشده 8،884 مليون,, مجموع شمارنده قانوني 8،24 مليون,,, راي باطل 104432 ازمجموع اراي اجرا شده حامد كرزي 55،4%/ يونس قانوني% 16،3 /محمد محقق %11،7 عبدالرشيد دوستم ,.%10،و............... اعلان كننده درحاليكه از عذاب وجدان وشرم وخجالتي درصفحه تلويزيون ميلرزيد گفت علي رغم نواقص اراده راي دهنده گان قابل تقدير بود وبه شكل صحيح منعكس گرديد اعتراض كانديدان ديگر كه در همان ساعات اول به اتفاق آرا جلسه ,انتخابات رالغو وحتي از آقاي كرزي نيز خواستند نتايج آنرا باطل اعلام نمايند بنا به حمايه آقاي خليل زاد ودفتر ملل متحد از آقاي كرزي, به جاي نرسيد نتايج اين انتخابات بعد از سه هفته چانه زدن در حالي اعلام شد كه اعضاي حقيقت ياب در كنار ذكيم شاه به حالتي نشسته قرار گرفته وبه جاي آنكه گذارشات كار شان را به ملل متحد تقديم كند بر خلاف هر گونه قانون مدون بين المللي به جاي قاضي وداور قرار گرفته, بدانباله روي از ازتصاميم كميسيون دفتر انتخابات ونماينده گان ملل متحد آن چنان كه در ابتدا فكر ميشد آنراتائيد وحكم بر صحت اتخابات صادر كردند

معلوم است  آنچنانكه انتساب كميسون به طور يك جانبه وپشت پرده صورت گرفت طرزالعمل وقانون انتخابات نيز پس پرده و بااحتياط كامل توسط همان مهره هاي انتسابي به طور يك جانبه اتخاذ گرديده وبه دور از چشم مردم افغانستان تصاميم آن سر هم بندي شده وبادقت تمام سر همبندي گرديده بود.اين دسته متقلب وانتسابي كه به گونه نهايت دقيق وسازمان يافته به نفع كانديدي خاصي عمل ميكرد با نگاه جامعه شناسانه باتحليلي وارزيابي وسيع درجريان اين سه سال اخير درتوطه برضد مردم،بدون آنكه مردم درعرصه تعين نقش خود ياتدوين پروزه طرزالعمل انتخابات كوچك ترين نظري داشته باشند اين بازي را به گونه سابق،ولي دقيق تر به نفع حاكميت مليت برسر اقتدار وحاكم كار گرادني كردند.

اما درروز تطبيق اين پروزه مردم رنجديده در همه ساحات ومراكز راي درهمان لحظات اول وساعات اول كار تقلب ودست برد را به چشم ديده وموضع رنگ تقلبي را به عنوان بخش نهايت كوچك ازيك تقلب وسيع وسازمان يافته يادآوري كردندa

بعد ها در جريان شمارش ارا معلوم شد كه در صندوقي كه بايد شش صد ورق راي انداخته ميشد بيش از يك هزاروهفتصد راي انداخته شده بود مردم ديدند كه بسياري ازصندوق ها در دفاتر ومنازل شخصي افرادوابسته به حاكميت پر شده وبه مراكز فرستاده ميشد از مناطق غير مليت حاكم نه تنها صندوقهاي پرازراي درجريان يك هفته تمامااز انظار مردم مخفي بوده وبرآن دست برد زده ميشد ازآن سبب بنا به دست پاچگي بسياري از صندوق هاي جديد كه از بازار نو خريده شده بود باقفل وامضاي ومهر تقلبي بيد از دستبرد زدن آن رابه مراكز راي شماري فرستاده بودند مردم شاهد بودند كه صندوق هاي قرنطين شده چگونه ازمسير ديگر خارج شده وبا مهر تائيد شده شب هنگام ازمسير ديگر وارد مراكز راي شماري ميگرديدند ويا ديدند كه چگونه صدها صندوق پر از راي مسير باميان،غزني وگرديز كاملان گم گرديده ويا به اوراق آن دست برده زده شدحدودساعت سه بعد از ظهر كار انتخابات درمجموع ازطرف 15 كانديد ديگر برخلاف قوانين ومقررات ملي وبين المللي ارزيابي گرديد ولي هيچ مقام به آن توجه نكرد

از فاروق وردك كسب پرسيد كه شنيده ايم انتخابات به تعويق افتاده و ولي نمايند وي انرا رد و آنراعمل تخريبانه خواند

افضل راپورتر راديو آزادي ازهرات گذارش داد كه در مركز كه تجمع كم است مراكز زياد است ولي در نماينده گي هاي اطراف شهر كه مردم زياد است مراكز كم است

درجريان همين گزارش نا گوار جمشيدي نماينده آقاي قانوني اعلان كرد كه نماينده گان ما نظارت از مراكز راي دهي را ترك گفته وفقط نماينده كرزي ويونما در مراكز راي دهي حضوردارندحوالي ساعت يكنيم بود كه ستار سيرت به نماينده گي از ديگر كانديدها خواهان توقف فوري راي دهي گرديد وي در مصاحبه با بي بي سي گفت مابارهاگفته ايم كه كارتهاي جعلي توزيع شده وكميسون انتسابي است واز دستگيري 4خارجي نيز ياد كرد وگفت ماهمه اعضاي كانديدها كه امضاي ما روي يك ورق كاغذ است انتخابات راغير قانوني اعلام نموده وخواهان توقف فوري آن هستيم

راپورتررراديو آزادي كه ناظر جريان خروج خليل زاد از خانه محقق بود گفت كه نماينده محمد محقق نيز موجوديت شايعه تقلب را درمورد پروسه انتخابات تائيد كرده وگفت شايد بعضي ها تاسي قطعه كارت جعلي نيز استفاده كرده باشند

درهمين حال يكي از وكلاي دولتي سابقه گفت بادنياي ازتقلب وجعل كاري درامه ديگر به پايان رسيد.

اما اخبار و رسانه هاي خبري در مورد اين حركت به ياد ماندنی و دروغين چه گفتند؟

نيوزويك از زبان يك جوان 29ساله درپكتيكا گفت كه او بعد از انداختن راي درصندوق برگشت وانگشتش را پاك كرده وبزودي ازكارت دوم خود استفاده كرده ويك راي ديگررابه صندوق انداخت.

C.N.N كفت كه اين جنجال وقتي آغاز يافت كه رنگ تقلبي توزيع كرديدو15كانديد ديگر ازكرزي خواست به ايشان بپيوندد وانتخابات را لغو كند اما تاان دوساعت قلم كار خود را كرده بود.

C.N.Nگفت نامزدها كارملل متحد را مقاطعه وغير قانوني اعلام نمودند/.فرانس پريس گذارش داد كه صف دراز كه ازقندهار تاهندوكش براه افتيده بود برخلاف توقع يك روز سياه ودردناك رادرتاريخ آن كشور ثبت كردازتلويزيون كابل انگشت كساني نشان داده شد كه بعد ازچند دقيقه پاك گرديد وآن همه خوشحالي بعدازقضيه رنگ جاي خود را به پريشاني وتقلب داد..

هكذا فرانس پريس ازقول يك زن نيز انتخابات راغير قانوني وتقلبي ياد كرد.ليبراسيون فرانسه نوشت،شايد كرزي برده باشد ولي مهم آنست كه آن حاكميت غير مشروح است.

اما رسانه هاي خبري كابل .

آرمان ملي_نشريه غير دولتي رقباي كرزي به اتفاق آرا انتخابات را غير مشروح اعلام كرد وآن راروزسياه خواندند.

انيس_كرزی راپيروز خوانده وعكس العمل تحريم راصف آراي درمقابل مردم خواند.

اراده_مسئول دفتر مشترك انتخابات راجواب ده ومسئول اصلي خوانده وگفت كار اوتا آخرين ساعات كار با اقعيت ومنطبق نبودچراغ_اولين گام بطرف مردم سالاري تيشه به ريشه اش زده شد .وآن نهال نو غرس جوانه نزد.وآن نشريه علاوه برسوال وتحقيق خواهان تجديد نظر آن نيز گرديد.گذشته ازهمه ،مهمتر موضوع غير مشروعيت اين انتخابات را ديپلماسي پشت پرده امريكا دركابل وتطميع وتهديد ازطرف او نسبت به كانديدها كه اساسا حق هيچگونه مداخله را در اين زمينه نداشت مشكل ايجاد كرد...

|+| نوشته شده توسط بسم الله ایازی در یکشنبه یازدهم دی 1384 | موضوع: سیاسی
 اغاز ویبلاگ نویسی (کابل)

 

 

دردهاومشقت هاي مردمم راهيچگاه  فراموش نميكنم ازدوراني سياه عبدالرحمان گرفته الي بمباردمانهاي خانمان سوزگلبيدين سياف ،مسعودو.......هروقت درغربي كابل گشت وگزارميكنم رنجهاومصيبت هاي مردمم رابيادمي اورم روزهاي كه راكت هاي گلبدين سياف،مسعود بر خانهاي مردم ستمديده ما اصابت ميكرد وودها جوان ونوجوان رابه كامي مرگ ميكشيد روزهاي كه مادران بير وستمديده بر بالين جوانان و عزيزان شان اشك ميرختند روزهاي كه مردم مظلوم ما جنازهايي عزيزان شان را با هزاران آه و حسرت  بر بازوهايي نا توان شان حمل نموده و دفن خاك ميكردند .................وگاهي هم از فداكاري هاي مردمم ياد آور ميشوم روزگاري كه اين محل ،محل شيران ودليراني بود كه عليه دشمنان  قومي و مذهبي وبخاطر رفاه و آزادي مردمش آزادانه وقهرمانانه ميجنگيدند وروزهايي كه مزاري بزرگ اينجا مردمي ستمديده خويش را كرد مي آورد با آنها درد دل ميكرد و آنها را تشويق به گرفتن حقوق انساني خويش از متعصبان ودرندگاني نژادي و مذهبي ميكرد

وگاهي هم ازدورويي منافقيني كه به گفته شهيدمزاري درآن روزها بزرگترين جبهه را عليه هزارها در غربي كابل گرفته بودند و اين خاينان ومنافقين بزرگترين داغي را بر دل مردم ما نهاده اند  كه هيچگاه مردم و خوني شهدايي ما آنها را   نخواهد بخشيد اگر چه اين خاينان باز خود را امروز در كناري مردم ما زده اند  اما بايد بدانند كه ديگر نه تنها مردم ما فريبي اين خاينان را نميخورند بلكه  بروي اين رزيلان و منافقين تف مي اندازند و تا ابد روي اين خاينان و منافقين در پيشگاه خداومردم سياه است..........با درود

|+| نوشته شده توسط بسم الله ایازی در یکشنبه یازدهم دی 1384 | موضوع: سیاسی |
 
 
بالا